صورت مغايرات بانكى

عمليات حساب بانكى در دفاتر دارنده حساب، عكس وضعيت اين حساب در دفاتر بانك مى باشد. بدين معنى كه اقلام مندرج در ستون بدهكار حساب بانك در دفاتر دارنده حساب بايد عينا با اقلام مندرج در ستون بستانكار اين حساب در دفاتر بانك مطابقت داشته باشد. بدين ترتيب انتظار مى رود كه مانده دو حساب مذكور همواره برابر باشد. اما به دلايلى به شرح زير ممكن است مانده اين دو حساب در يك تاريخ معين با يكديگر مطابقت نداشته باشند. اين عدم تطابق مى تواند به دلايل زير باشد:

الف- تاخير در ثبت يك يا چند مبادله توسط دارنده حساب يا بانك

ب-  اشتباه در ثبت يك يا چند مبادله توسط هر يك از طرفين(بانك يا دارنده حساب)

براى تعيين دلايل مغايرت بين حساب بانك در دفاتر دارنده حساب و حساب مذكور در دفاتر بانك و اصلاح اشتباهات احتمالى هر يك از دو طرف، لازم است مدارك دارنده حساب با صورتحساب بانك مطابقت داده شده و اختلافات فى مابين مشخص گردد. پس از تطبيق و تعيين موارد اختلاف، نتايج حاصله و نحوه عمل در مورد آنها، در يك صورتحساب تحت عنوان صورت «مغايرات بانكى» تنظيم مى گردد.

اختلاف فى مابين را مى توان به دو دسته تقسيم نمود:

1- عملياتى كه در دفاتر واحد تجارى انجام گرفته ولى هنوز در دفاتر بانك ثبت نشده است. موارد زير از جمله اين عمليات هستند:

الف- چكهاى معوق: به چكهايى اطلاق مى شود كه دارنده حساب صادر كرده و به اشخاص ذينفع تسليم داشته و در دفاتر خود ثبت مربوط به صدور آنها را انجام داده است ولى دارندگان اين چكها هنوز به بانك مراجعه نكرده اند و لذا در دفاتر بانك هيچ ثبتى از اين بابت صورت نگرفته است.

ب- دريافت وجه چكها، بروات و سفته هاى دريافتى موسسه توسط بانك. هر واحد تجارى مى تواند چكها، سفته ها و بروات دريافتنى خود را از طريق سيستم بانكى وصول نمايد. برخى از اين واحدها ممكن است به مجرد سپردن اينگونه اسناد جهت وصول، با بدهكار نمودن حساب بانك ثبت حسابدارى مربوط را انجام دهند ولى بانك تا تاريخ وصول قطعى آنها، از واريز وجه به حساب جارى واحد تجارى خوددارى مى نمايد و از طرف ديگر وصول اين اسناد ممكن چند روزى به طول انجامد.

ج- وجوه در راه (وجوه بين راهى): هنگامى كه مبالغى به منظور واريز به حساب جارى بانك ارسال مى گردد، اين مبالغ به محض ارسال در دفاتر واحد تجارى ثبت مى شود ولى ممكن است اين رويداد بلافاصله در دفاتر بانك به ثبت نرسد. مثلا وجوهى كه عصر آخرين روز ماه به بانك توديع مى شود، در همان روز در دفاتر شركت ثبت مى گردد در صورتى كه در دفاتر بانك به تاريخ روز بعد (اولين روز ماه بعد) ثبت مى شود.

د- چكهاى لاوصول: گاهى اوقات موسسات (واحدهاى تجارى) چكهاى خود را نزد بانكى كه داراى حساب جارى نزد آن بانك مى باشند مى سپارند تا وجه آن پس از وصول به حساب جارى آنها منظور گردد. واحد تجارى هنگام تحويل چك به بانك، معادل وجه چك، حساب بانك را در دفاتر خود بدهكار مى نمايد. چنانچه چك مذكور لاوصول (بى محل) تشخيص داده شود، مراتب توسط بانك به دارنده حساب اطلاع داده مى شود تا حساب بانك را دفاتر خود معادل مبلغ چك بستانكار نمايد.

ﻫ - اشتباهات: در جريان ثبت عمليات مربوط به حساب بانك در دفتر موسسه ممكن است اشتباهات گوناگونى رخ دهد. اين اشتباهات مى تواند در ثبت بدهكار و بستانكار حساب بانك، اشتباه در جابجايى ثبت ارقام (مثلا ثبت مبلغ 25000 ريال در دفاتر واحد تجارى به مبلغ 52000 ريال) و نيز مبالغ مربوط به واريزها و برداشتهاى يك حساب جارى كه در دفاتر به حساب جارى ديگر منظور شده باشد.

2- عملياتى كه در دفاتر بانك انجام شده و ثبت مربوطه نيز صورت گرفته ولى هنوز در دفاتر واحد تجارى انعكاس نيافته است. از جمله اين عمليات مى توان به موارد زير اشاره كرد:

الف- برداشتهايى كه بانك انجام مى دهد: برداشتهاى مختلفى ممكن است با اجازه صاحب حساب از طرف بانك از حساب جارى شركت صورت گيرد. مثلا برداشت بابت كارمزد كه معمولا بانكها درقبال خدمات خود از قبيل وصول چكها و سفته ها و بروات از حساب جارى موسسه انجام مى دهند يا برداشت بابت اعتبارات اسنادى و برداشت بابت سفته هاى تنزيلى واخواست شده (ممكن است طبق قرارداد خاصى، چنانچه متعهد اصلى سندى كه بانك آن را تنزيل نموده است، در تاريخ سررسيد از پرداخت مبلغ سند خوددارى نمايد، بانك مجاز باشد برداشت نمايد) در مورد كليه برداشتهاى فوق ممكن است اعلاميه بدهكار تا تاريخ ارسال صورتحساب بانكى به موسسه واصل نشده و اثر اين برداشتها در دفاتر منعكس نشده باشد. در اين حالت موسسه بايد پس از دريافت اعلاميه بدهكار، ثبتهاى لازم را در دفاتر خود انجام دهد.

ب- وجوه دريافتى توسط بانك: اين وجوه به حساب موسسه دارنده حساب واريز شده ولى اعلاميه بستانكار آن هنوز به موسسه مذكور واصل نشده و در حسابهاى وى ثبت نشده است. برخى موسسات مطالبات خود را از طريق حسابهاى جارى وصول مى مايند و با اعلام شماره حساب جاى خود، از بدهكاران مى خواهند كه بدهى خود را به حساب جارى موسسه نزد بانك واريز نمايند. بانك نيز به محض دريافت مبلغى از بدهكاران موسسه، اعلاميه بستانكار براى صاحب حساب ارسال مى دارد.

ج- اشتباهات: همانند دفاتر موسسه بانك نيز در عمليات روزانه خود ممكن است اشتباهاتى از قبيل اشتباه در اعداد و ارقام، اشتباه در برداشت از حسابى و ثبت در حساب ديگر و ديگر اشتباهاتى كه به هر نحو موجب عدم تطابق مانده حساب بانك در دفاتر موسسه و مانده آن در دفاتر بانك مى شود، مرتكب گردد. اين گونه اشتباهات نياز به اصلاح در دفاتر ندارند زيرا موسسه درست عمل نموده است.

تهيه صورت مغايرات بانكى

براى تهيه صورت مغايرات بانكى به ترتيب بايد اقدامات زير صورت گيرد:

1- اقلام مندرج در ستون بستانكار صورت حساب بانك با اقلام مندرج در ستون بدهكار بانك در دفتر موسسه و همچنين اقلام مندرج در ستون بدهكار صورت حساب بانك با اقلام مندرج در ستون بستانكار حساب بانك در دفاتر موسسه عينا مطابقت گردد.

2- اقلامى كه هم در بدهكار صورت حساب بانك و هم در بستانكار حساب بانك در دفاتر موسسه و همين طور اقلامى كه هم در بستانكار صورتحساب باتك و هم در بدهكار حساب بانك در دفاتر موسسه وجود دارند با مداد تيك () زده شوند و آن دسته از اقلام كه در بدهكار يك صورتحساب وجود دارد ولى در بستانكار ديگرى وجود ندارد (موارد اختلاف) دور آنها با مداد خط كشيده شود. اين اقلام را «اقلام باز» مى نامند.

3- چون هر رقمى كه در دفاتر هر يك از طرفين ثبت شده است، بايد داراى يك مدرك اوليه باشد لذا جهت روشن شدن ماهيت اقلام باز به مدارك اوليه از جمله ثبت هاى دفاتر روزنامه و شرح آنها و ته چكها مراجعه مى كنيم. بدين نحو دلايل بوجود آمدن اين مغايرتها معين مى گردد.

4- پس از تعيين مغايرتها به شرح فوق گزارشى از اين مغايرتها به شرحى كه ذكر خواهد شد تهيه مى گردد كه به آن صورت مغايرات بانكى گويند.

5- مرحله نهايى، انجام ثبت عمليات اصلاحى است كه بايد در دفاتر صورت گيرد. البته بايد توجه داشت كه همه مغايرتهاى موجود (اقلام باز) نياز به عمليات اصلاحى ندارند زيرا برخى از اين مغايرتها در روند عادى عمليات، خودبخود اصلاح مى گردد. مثلا چكهاى معوقى كه هنوز وجه آنها از بانك دريافت نشده است نيازى به عمليات اصلاحى ندارد. اما چنانچه يكى از مغايرتها مربوط به هزينه كارمزد بانكى باشد، ثبت اصلاحى لازم بايد در دفاتر موسسه صورت گيرد. به طور كلى تنها آن دسته از اقلام باز  كه هنوز در دفاتر ثبت نشده و يا به طور اشتباه ثبت شده باشند و اصلاح خودبخود آن نيز متصور نباشد بايد پس از تهيه صورت مغايرات بانكى، يا ثبت آرتيكلهاى مورد نياز اصلاح گردند.

 روشهاى (اشكال) تهيه صورت مغايرات بانكى

براى تهيه صورت مغايرات بانكى، از روشهاى گوناگونى استفاده مى شود كه متداولترين آنها دو روش زير است:

الف -  روش مبنا قرار دادن مانده يكى از دفاتر و رسيدن به مانده ديگرى با استفاده از اقلام باز.

ب -  روش اصلاح حسابها و رسيدن به مانده واقعى.

 هر يك از دو روش فوق در قالب مثال توضيح داده مى شوند:

فرض كنيد صورتحساب بانك در دفاتر شركت نرگس در تاريخ 31 شهريور به شرح زير باشد:

دفتر معين بانكها

نام حساب: حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران

تاريخ

شرح

بدهكار

بستانكار

  مانده

3/6

5/6

8/6

11/6

14/6

16/6

17/6

20/6

21/6

23/6

25/6

27/6

31/6

مانده 31/5/ 13x1

چك  1345 در وجه شركت الوند

چك 1346 در وجه آقاى حيدرى

چک شركت گل سرخ(بانك ملت)

واريز از صندوق به بانك

صدور چك 1347 آقاى رحمانى

چك شركت پرنوش(بانك ملى)

چك 1348 در وجه شركت مرند

چك شركت مرادى (بانك سپه)

چك 1349 در وجه آقاى مرادى

واريز از صندوق به بانك

چك 1350 در وجه آقاى رشيدى

واريز از صندوق به بانك

 

 

 

√30000

√60000

 

√80000

 

300000 

 

√100000

 

70000

 

√20000

√40000

 

 

50000

 

√25000

 

82000

 

15000

400000

380000

340000

370000

430000

380000

460000

435000

735000

653000

753000

738000

808000

 

بانك صادرات ايران

نام صاحب حساب: شركت نرگس شماره حساب: 110 تايخ صورتحساب: 31/6/ 13x1

تاريخ

شرح

بدهكار

بستانكار

مانده

5/6

6/6

10/6

12/6

14/6

19/6

21/6

25/6

29/6

31/6

مانده 31/5/1x 13

چك ش 1345 در وجه شركت الوند

چك وصولى بانك ملت

چك وصولى بانك ملى

دريافت نقد

چك شماره 1346

چك شماره 1348

دريافت نقدى

چك شماره 1350

كارمزد

 

√20000

 

 

 

√40000

√25000

 

51000

1500

 

 

√30000

√80000

√60000

 

 

√100000

400000

380000

410000

490000

550000

510000

485000

585000

534000

532500

 

اطلاعات زير در پى بررسى هاى بعمل آمده در دست است:

1- چك وصولى از شركت مرادى به علت عدم وجوه كافى برگشت داده شده و هنوز اعلاميه مربوط به شركت نرسيده است.

2-  مبلغ صحيح چك شماره 1350 معادل 51000ريال مى باشد.

3-  به غير از موارد فوق بقيه اقلام مندرج در دفتر شركت و در صورتحساب بانك به طور صحيح عمل شده است.

 

حل مثال به روش اول: مبنا قرار دادن مانده يكى از دفاتر و رسيدن به مانده ديگرى با استفاده از اقلام باز

 

شركت نرگس

صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور

حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران

شرح                                          ريال                                      ريال

مانده طبق دفتر شركت                                                          808000

اضافه مى شود:

چك معوق شماره 1347                50000

چك معوق شماره 1349                 82000

اشتباه چك شماره 1350               15000                                  147000

كسر مى شود:                                                                       955000

مبلغ صحيح چك شماره 1350         51000

برداشت بانك بابت كارمزد               1500

چك وصولى از شركت مرادى         300000

واريز از صندوق – آخر ماه              70000                                  422500

 مانده طبق صورتحساب بانك                                                                                    532500

 

 چنانچه طبق همين دستورالعمل اگر مانده طبق صورت حساب بانك مبنا قرار گيرد، صورت مغايرات بانكى به شرح زير خواهد بود:

 

شركت نرگس

صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور

حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران

شرح                                                        ريال                      ريال

مانده طبق صورتحساب بانك                                                   532500

اضافه مى شود:

مبلغ صحيح چك شماره 1350                     51000

برداشت بانك بابت كارمزد                           1500

چك وصولى از شركت مرادى                      300000

واريز از صندوق – آخر ماه                           70000                  422500

كسر مى شود:                                                                  955000

چك معوق شماره 1347                            50000

چك معوق شماره 1349                            82000

اشتباه چك شماره 1350                          15000                  147000

   مانده طبق صورتحساب بانك                                              808000

 

حل مثال مذكور به روش دوم: روش اصلاح حسابها و رسيدن به مانده واقعى

شركت نرگس

صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور

حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران

مانده طبق دفاتر شركت             808000

اضافه مى شود:                           -

كسر مى شود:

مبلغ اشتباه چك ش 1350   36000

كارمزد بانكى                     1500

چك وصولى شركت مرادى   300000

                                             337500

مانده واقعى                            470500

مانده طبق صورتحساب بانك     532500

اضافه مى شود:

واريز وجه از صندوق                 70000

                                          602500

كسر مى شود:

چك معوق شماره 1347    50000

چك معوق شماره 1349    82000

                                         132000

مانده واقعى                         470500

 

با توجه به صورت تهيه شده اصلاحات زير بايد در دفاتر دارنده حساب بانك صورت پذيرد:

بانك به مبلغ 36000 ريال بستانكار و حسابهاى پرداختنى بدهكار شود، مبلغ 1500 ريال هزينه كارمزد بانكى بدهكار و بانك به همين مبلغ بستانكار گردد، و بالاخره مبلغ 300000 ريال چك وصولى كه قبلا به ازاى آن حساب بانك در دفاتر بدهكار شده بود بايد با بستانكار نمودن و در مقابل بدهكار نمودن  حساب بدهكاران به همين مبلغ اصلاح گردد.

به طور كلى مغايرتها از نقطه نظر رفع آنها به دو دسته تقسيم مى شوند:

1- مغايرتهايى كه جهت رفع آنها نياز به ثبت حسابدارى مى باشد كه عبارتند از:

 كليه برداشتها و واريزهايى كه به حساب جارى موسسه منظور شده ولى اين عمليات هنوز در دفاتر موسسه ثبت نشده اند مانند برداشت بابت كارمزد ، مغايراتى كه در نتيجه اشتباهات بوجود آمده است.

2- مغايرتهايى كه جهت رفع آنها نياز به ثبت حسابدارى نمى باشد:

چكهاى معوق، اشتباهاتى كه بانك در دفاتر خود انجام داده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 16:59  توسط منصور بهادرى نيا | 

فصل دوم

 وجوه نقد

 وجوه نقد و كنترلهاى مربوط به آن

كاملترين تعريف « نقد» از لحاظ حسابدارى عبارت است از: «آنچه كه اگر به بانك ارائه شود معادل ارزش اسمى آن ، بدون قيد و شرط و فورا توسط بانك پرداخت گردد». به عبارت ديگر هر دارايى كه يكى از دو شرط زير را داشته باشد مى تواند جزء وجوه نقد محسوب گردد:

الف -  هر دارايى جارى كه در بانك سپرده شده و بدون هيچ قيد و شرطى، آنى بتوان از آن براى مقاصد تجارى استفاده كرد.

ب -  هر دارايى جارى كه بانك به عنوان سپرده بپذيرد.

به عنوان مثال مى توان از اسكناس و مسكوك، چك، حواله هاى بانكى، بروات ديدارى، حسابهاى پس انداز و ديدارى نزد بانكها و ساير نهادهاى مالى به عنوان نقد ياد نمود زيرا به محض ارائه به بانك مبلغ اسمى آنها به حساب مشترى منظور مى گردد.

هرگاه در استفاده از وجوه نقد محدوديتى وجود داشته باشد نمى توان آن وجوه (وجوه محدود شده) را به عنوان مانده وجوه نقد گزارش نمود. به عنوان مثال موجودى حساب جارى واحد تجارى كه به دستور مقامات قضايى در بانك مسدود شده است نبايد جزء وجوه نقد محسوب گردد( لازم به ذكر است كه اينگونه موارد تحت سرفصل ساير دارايى ها در ترازنامه طبقه بندى و گزارش خواهد شد).

((كنترلهاى مربوط به وجوه نقد در درس حسابرسي 2 توسط اساتيد محترم تدريس مى شود.))

اقلامى كه تحت سرفصل وجوه نقد در ترازنامه طبقه بندى مى شوند عبارتند از:

1- صندوق

2- تنخواه گردان

3- حساب بانك

 

صندوق

حساب صندوق، در موسساتى استفاده مى شود كه عمليات جارى آنها، «دريافت و پرداخت» به صورت نقد را ايجاب مى نمايد. حساب صندوق شامل وجوه نقد، اعم از مسكوك و اسكناس، حواله هاى بانكى و ساير اوراقى است كه داراى خصيصه وجه نقد باشند. اما بايد دقت نمود كه مبالغ پرداختى به كاركنان به طور على الحساب و پيش پرداخت به فروشندگان نبايد جزء موجودى صندوق محسوب گردد بلكه بايد به ترتيب در حسابهاى «بدهكاران متفرقه» و «پيش پرداختها» منظور گردند.

اضافه (كسر) صندوق

با توجه به حجم عمليات دريافتها و پرداختها، ممكن است صندوقدار در پايان هر روز با اضافه يا كسرى صندوق مواجه گردد. چنانچه مبلغ اضافه يا كسر، مبلغ با اهميتى باشد، بايد بررسى لازم در اين رابطه به عمل آيد. ولى در صورتى كه اين مبلغ ناچيز باشد و يا ناشى از اشتباهات تشخيص داده شود بايد در دفاتر ثبت گردد. براى اين كار از حسابى به نام «كسرى و اضافات صندوق» استفاده مى شود. چنانچه صندوق كسرى داشته باشد حساب مذكور بدهكار و حساب صندوق بستانكار مى گردد و در صورتى كه حساب صندوق اضافه داشته باشد حساب صندوق بدهكار و حساب كسرى و اضافات صندوق، بستانكار مى گردد. چنانچه جمع اضافات صندوق طى دوره مالى بيشتر از جمع كسرى صندوق گردد طبعا مانده حساب كسرى و اضافات بستانكار و اگر جمع كسرى هاى طى دوره مالى بيشتر از جمع اضافات صندوق باشد، مانده اين حساب بدهكار مى باشد.

در هر دو حالت فوق، با توجه به تصميمات بعدى مديريت موسسه، يا مقررات جارى آن، مانده بدهكار يا بستانكار حساب كسري و اضافات صندوق ممكن است به بدهكار يا بستانكار حساب صندوقدار(بدهى يا طلب وى) و يا به عنوان هزينه يا درآمد متفرقه در دفاتر ثبت گردد. در برخى از موسسات، ماهانه مبلغى به عنوان «كسر صندوق» به صندوقدار پرداخت مى گردد. در اين موسسات صندوق دار مسول جبران كسرى صندوق بوده و ثبتى بابت اضافات صندوق در دفاتر موسسه صورت نمى گيرد.

مثال:

شركت آلفا در طى دوره مالى به دليل دريافت ها و پرداخت هاى نقدى دچار كسور و اضافات صندوق مى شود به عنوان مثال در اواسط مهر ماه موجودى صندوق طبق دفاتر 100000 ريال، اما وجه نقد در اختيار صندوقدار 110000 ريال بوده و در اواسط بهمن ماه موجودى صندوق طبق دفاتر 120000 ريال و وجه نقد در اختيار صندوقدار 115000 ريال است.

مطلوبست: ثبت حساب كسور و اضافات و انتقال آن به حساب صندوقدار

 

1- اواسط مهر ماه                     حساب صندوق               10000

                                                 حساب كسري و اضافات صندوق          10000

                                             ثبت بابت اضافات صندوق( افزايش موجودى صندوق)

2-  اواسط بهمن ماه                 حساب كسري و اضافات صندوق          5000

                                                         حساب صندوق                                   5000

                                             ثبت بابت كسري صندوق( كاهش موجودى صندوق)

3-  پايان سال                         حساب كسرى واضافات صندوق          5000

                                                           حسابجارى صندوقدار                    5000

                                             ثبت بابت انتقال كسور و اضافات به حساب صندوق دار

*نكته: در ثبت شماره 3 مى توان به جاى حسابجارى صندوقدار از حساب درآمد متفرقه نيز استفاده نمود.

 تنخواه گردان

در اغلب واحدهاى تجارى براى پرداختهاى جزئى و مستمر مانند اياب و ذهاب و خريد برخى مواد ضرورى و فورى، مقدارى وجه مورد نياز مى باشد. پرداختهاى مذكور از طريق چك غير عملى مى باشد، زيرا دريافت وجه چك از بانك موجب تاخير در انجام آن عمل و نيز هزينه اى را در بر خواهد داشت. از سوى ديگر، چون اين پرداختها به طور مستمر صورت مى گيرد و جمع آنها مبلغ قابل ملاحظه اى را تشكيل مى دهد، اعمال كنترل بر آنها ضرورى مى باشد. براى انجام اين كنترل، در بسيارى از موسسات مبالغ مشخصى در اختيار يك يا تعدادى از كاركنان قرار مى دهند كه اين مبالغ «تنخواه گردان» ناميده مى شوند. معمولا در قبال مبلغ پرداخت شده به مسوول تنخواه گردان، از وى تضمين كافى اخذ مى شود.

لازم به ذكر است كه ميزان تنخواه گردان يا مبلغى ثابت و از قبل تعيين شده و يا مبلغى متغير با تعيين حداكثر مى باشد.

الف- تنخواه گردان با مبلغ ثابت

در اين روش، حداكثر مبلغ تنخواه گردان تعيين شده و طى چكى به مسوولين تنخواه گردان پرداخت مى گردد. به عنوان مثال فرض كنيد شركت بهار با پرداخت مبلغ 100000 ريال به آقاى الف تنخواه گردانى ايجاد نمايد. در اين موقع معادل مبلغ چك، حسابى به نام تنخواه گردان بدهكارو حساب بانك به همين مبلغ بستانكار مى شود. ثبت فوق به شرح زير است.

تاريخ

شرح

عطف

بدهكار

بستانكار

1x13

14/1

حساب تنخواه گردان

             حساب بانك

بابت پرداخت به آقاى الف جهت تنخواه گردان

 

100000

 

100000

 

مسوول از محل مبلغ دريافتى، هزينه هاى انجام شده را پرداخت و مدارك مثبته اين هزينه ها را جهت تجديد مبلغ تنخواه گردان به دايره حسابدارى ارائه مى نمايد. دايره حسابدارى پس از رسيدگى به مدارك و حصول اطمينان، چكى معادل هزينه هاى انجام شده صادر و به مسوول تنخواه گردان تسليم مى نمايد.

معمولا مانده حساب تنخواه گردان در پايان دوره مالى يا هنگام تعويض متصدى تنخواه گردان به بانك يا صندوق واريز و اسناد هزينه هاى انجام شده توسط تنخواه به دايره حسابدارى ارائه مى گردد تا اين هزينه ها به درستى در دوره مربوطه ثبت گردند. هرگاه تصميم به افزايش تنخواه گردان گرفته شود، حساب تنخواه گردان يكبار ديگر معادل مبلغ دريافتى توسط مسوول تنخواه گردان، بدهكار و حساب بانك بستانكار مى گردد. در هنگام كاهش مبلغ تنخواه گردان، حساب بانك يا صندوق يا هزينه ها بدهكار و معادل آن، حساب تنخواه گردان بستانكار مى گردد.

ب- تنخواه گردان متغير

نوع ديگر تنخواه گردان بدين طريق است كه مبلغى به عنوان تنخواه گردان طى چكى به مسوول تنخواه گردان پرداخت شده و هر بار كه اسناد مربوط به هزينه ارائه مى شود از حساب وى كسر مى گردد. مبلغ پرداختى به مسوول تنخواه گردان بابت تجديد آن، در هر بار معادل اسناد هزينه ارائه شده توسط وى مى باشد. البته در اين نوع تنخواه گردان پرداخت وجه لزوما همزمان با ثبت هزينه هاى انجام شده، نبوده، بلكه پرداخت وجه با درخواست از طرف مسوول تنخواه گردان صورت مى گيرد. ثبت ايجاد تنخواه همانند ثبت اول در روش تنخواه با مبلغ ثابت مى باشد.

اما در صورت انجام هزينه ها توسط مسوول تنخواه گردان ثبت هاى زير انجام مى شود، براى مثال آقاى الف در تاريخ 18 فروردين اسناد و مدارك مثبته اى دال بر انجام هزينه ملزومات به مبلغ 140000ريال و تعميرات وسائط نقليه به مبلغ 200000ريال به دايره حسابدارى ارائه نمود. پس از بررسى مدارك فوق و حصول اطمينان از صحت مدارك، ثبت زير در دفاتر شركت صورت پذيرفت(فرض شده است كه تنخواه گرداني به مبلغ 500000 ريال به آقاى الف واگذار شده است):

تاريخ

شرح

عطف

بدهكار

بستانكار

18/1

حساب هزينه ملزومات

حساب هزينه تعمير وسائط نقليه

                     حساب تنخواه گردان

بابت هزينه هاى انجام شده از محل تنخواه گردان

 

140000

200000

 

 

340000

 

حال چنانچه آقاى الف وجه نقد درخواست نمايد معادل مبلغ پرداخت شده به آقاى الف حساب تنخواه گردان بدهكار و بانك بستانكار مى گردد. فرض كنيد آقاى احمدى در تاريخ 21 فروردين ماه مبلغ 400000 ريال وجه نقد درخواست نمايد. ثبت لازم در اين تاريخ به شرح زير خواهد بود:

تاريخ

شرح

عطف

بدهكار

بستانكار

21/1

حساب تنخواه گردان

           حساب بانك

پرداخت به آقاى الف بابت تنخواه

 

400000

 

400000

 

به اين ترتيب حساب تنخواه گردان مرتبا بدهكار و بستانكار مى گردد. در پايان دوره مالى و در صورت تعويض متصدى تنخواه گردان مانند روش تنخواه گردان با مبلغ ثابت برخورد خواهد شد، توجه به اين نكته كه در صورت وجود اسناد هزينه ابتدا مى بايست هزينه ها در دفاتر ثبت شده و سپس مراتب بعدى انجام شود.

 

حساب بانك

همانطور كه قبلا اشاره شد وجوه نقد با توجه به ويژگى هايى مانند پايين بودن حجم آن سهولت نقل و انتقال، قابليت تبديل به هر نوع كالا، مقبوليت آن توسط عموم مردم و ساير ويژگى هاى ديگر از جمله داراييهايى است كه بيشتر از بقيه داراييها در معرض سوء استفاده مى باشد. بنابراين لازم است كنترل بيشترى نسبت به آن صورت گيرد. يكى از كنترلهاى موثر بر وجوه نقد نگهدارى آن در بانك مى باشد. نگهدارى وجوه نقد در بانك، عملا به صور گوناگونى انجام مى گيرد. گاهى موسسات براى دريافتها و پرداختهاى خود اقدام به افتتاح حساب جارى نموده و هرگاه به بانك مراجعه نمايند مى توانند مبلغ موجود در حساب خود را بوسيله چك دريافت نمايند. گاهى نيز موسسات مقدارى از وجوه نقد خود را به صورت پس انداز قرض الحسنه يا سپرده هاى سرمايه گذارى كوتاه مدت و بلندمدت، نزد بانكها نگهدارى مى نمايند. وجوه نقدى كه به صورت حساب جارى و سپرده هاى ديدارى نزد بانكها نگهدارى مى شود جزء موجودى نقد موسسه و مبالغى كه به صورت سپرده هاى سرمايه گذارى در بانك نگهدارى مى شوند و برداشت از آن در هر زمان ممكن نباشد نبايد جزء موجودى نقد تلقى گردد(بخش دوم تحت عنوان سرمايه گذارى بلندمدت در ترازنامه طبقه بندى مى شوند).

 مانده بستانكار حساب بانك (اضافه برداشت)

اگرچه دارنده حساب جارى، تنها مجاز به صدور چك تا ميزان موجودى نقد نزد بانك مى باشد اما برخى موسسات با توجه به اعتبارى كه نزد بانكها كسب نموده اند ممكن است بيشتر از ميزان موجودى خود، چك صادر نمايند و بانك نيز مبلغ چك را پرداخت نمايد. در اين حالت در دفاتر دارنده حساب، مانده بستانكار حساب بانك در قسمت چپ ترازنامه و در طبقه بندى بدهيهاى جارى نمايش داده مى شود. چنانچه واحد تجارى در چندين بانك حساب جارى داشته باشد و مانده برخى از آنها بستانكار و مانده برخى ديگر نيز بدهكار باشد براى نمايش حساب بانك در ترازنامه بايد مجموع حسابهاى بانكى كه داراى مانده بدهكار هستند در سمت راست ترازنامه جزء اقلام دارايى و مجموع حسابهاى بانكى كه داراى مانده بستانكار مى باشند در سمت چپ ترازنامه در قسمت بدهى ها نمايش داده شود.

 صورت حساب بانك

بانكها معمولا به طور ماهانه، شش ماهه، سالانه يا در هر موقعى كه دارنده حساب تقاضا نمايد گزارشى از عمليات حساب جارى وى، جهت اطلاع و تاييد صحت عليات مندرج در آن گزارش تهيه و در اختيار دارنده حساب قرار مى دهند. اين گزارش به «صورت حساب بانك» معروف است. صورتحساب بانك با مانده اول دوره شروع و كليه برداشتها (توسط دارنده حساب يا برداشتهاى قانونى كه از طرف بانك صورت مى گيرد) در ستون بدهكار و كليه وجوه واريزى در ستون بستانكار آن ثبت شده و نهايتا مانده حساب بانك در تاريخ تهيه اين صورتحساب اعلام مى گردد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 16:41  توسط منصور بهادرى نيا | 

با سپاس و تشكر از تمامى اساتيد گرامى كه دانسته هاى خود را مديونشان هستم بعد از مطالب مربوط به اصول حسابدارى 1 و فراغت از تحصيل، هم اكنون مطالب مربوط به اصول حسابدارى 2 خدمت تمامى علاقه مندان به اين رشته ارائه مى شود.

مطالب مربوط به اين درس برگرفته از جزوه هاى كلاسى و كتاب ارزشمند" ا صول حسابدارى (2) تاليف دكتر ايرج نوروش و فيض الله شيرازى" است.

اصول ، مفروضات و ميثاقهاى حسابدارى

قواعد و مقرارت حاكم بر حسابدارى در سه سطح تدوين مى شوند. بالاترين سطح ، قوانين مملكتى است . براى مثال قانون تجارت و يا قوانين مالياتى جارى از جمله مقرارتى است كه در اين سطح بر حسابدارى تاثير مى گذارند. در سطح دوم، تدوين مقرارت توسط حرفه حسابدارى انجام مى گيرد. هر حرفه (نظام) داراى انجمن حرفه اى و مقرارت (نظامنامه) مربوط به خود است. حسابدارى هم از اين قاعده مستثنى نمى باشد.

سطح سوم ، مقرارت حسابدارى در اختيار مديريت است. بدين معنى كه مديريت مى تواند بر اساس نوع صنعت و ماهيت عمل يا نقطه نظرات ديگرى كه بستگى به شرايط شركت دارد، از ميان روش هاى استاندارد انعطاف پذير، روش مورد نظر را برگزيند.

نمونه اى از استانداردهاى انعطاف پذير، استاندارد 15 ايران است كه مديريت مى تواند بر اساس يكى از دو روش ارزش بازار، يا اقل بهاى تمام شده و خالص ارزش فروش در ترازنامه منعكس نمايد. نمونه ديگر انتخاب روش فايفو يا ميانگين در ارزيابى موجودى كالا بر اساس استاندارد حسابدارى شماره 8 ايران است.

 مفاهيم نظرى گزارشگرى مالى

كميته استانداردهاى حسابدارى ايران با اقتباس از پيش نويس هيات استانداردهاى حسابدارى انگلستان اقدام به تدوين مفاهيم نظرى گزارشگرى مالى نمود( مفاهيم نظرى حسابدارى را مى توانيد از سايت سازمان حسابرسى درفرمت pdf دانلود نماييد).

 هدف گزارشگرى مالى

هدف اساسى گزارشگرى مالى در اختيار گذاردن اطلاعات مفيد براى طيفى گسترده از استفاده كنندگان صورتهاى مالى است كه در اتخاذ تصميمات اقتصادى مفيد واقع گردد. تصميمات اقتصادى شامل مواردى از قبيل فروش يا حفظ سرمايه گذارى در اوراق بهادار يك واحد تجارى و ابقاء يا جايگزينى مديران مى باشد. گزارشگرى صورتهاى مالى هنگامى مى تواند در تصميمات اقتصادى مفيد واقع گردند «خصوصيات كيفى مربوط بودن» ، «قابل اتكاء بودن» ، «قابل مقايسه بودن» و « قابل فهم بودن » را در بر داشته باشند.

1 -  اطلاعاتى خصوصيت مربوط بودن را به همراه دارد كه بر تصميمات اقتصادى استفاده كنندگان در ارزيابى  رويدادهاى گذشته ، حال يا آينده يا تاييد يا تصحيح ارزيابى هاى گذشته آنها موثر واقع شود. بنابراين ، پيش شرط هاى مربوط بودن صورت هاى مالى ((ارزش پيش بينى )) ، (( ارزش تاييد كنندگى )) و ((انتخاب خاصه )) اطلاعات مندرج در آنهاست. براى مثال شركت پارس مينو با افشاى وضعيت سودآورى هر يك از قسمت ها در گزارشگرى مالى خود، ارزش پيش بينى اطلاعات را براى سرمايه گذرانى كه به ارزيابى شركت مى پردازند ارتقاء مى دهد. همچنين گزارش سود هر سهم نقش تاييد كنندگى در رابطه با پيش بينى گذشته آن دارد. در اين گزارشگرى مالى خاصه ها بر حسب واحد اندازه گيرى پولى بيان شده است. چندين خاصه از قبيل بهاى تمام شده تاريخى، بهاى جايگزينى، يا ارزش خالص فروش وجود دارند.

2 -  اطلاعات هنگامى خصوصيات كيفى قابل اتكا بودن  را در بر دارد كه پيش شرط هاى (( بيان صادقانه)) ((رجحان محتوا بر شكل)) ، (( بيطرفى )) ، ((احتياط)) ، ((كامل بودن)) را دارا باشد. اطلاعاتى قابل اتكا است كه عارى از اشتباه و تمايلات جانبدارانه با اهميت بوده و بيان صادقانه آن چيزى باشد كه مدعى آن است.

براى مثال اگر ادعا بر اين است كه ترازنامه وضعيت مالى واحد تجارى را در يك تاريخ معين گزارش مى – كند، در شرايط تورمى حاد گزارش بهاى تمام شده تاريخى چند سال قبل يك دارايى با اهميت، بيان صادقانه اى از وضعيت اين دارايى به شمار نمى رود و بايد اطلاعات ضميمه اى براى بيان صادقانه اين اطلاعات ( صورت هاى مالى تعديل شده براى تغيير سطح قيمت ) ارائه گردد( اين اطلاعات ضميمه در درس مباحث جارى در حسابدارى و ترم پايانى توسط اساتيد محترم براى دانشجويان گرامى تدريس مى شود) .

همچنين اگر قرار بر اين باشد كه اطلاغات به طور صادقانه معاملات و رويدادهايى كه مدعى آن است بيان نمايد، لازم است اين اطلاعات بر اساس محتوا و واقعيت اقتصادى و نه صرفا شكل قانونى آن به حساب گرفته شود ( رجحان محتوا بر شكل). براى مثال در مبحث حسابدارى اجاره ها در مورد اجاره هاى سرمايه اى ممكن است شكل قانونى اجاره به گونه اى باشد كه اجاره كننده مالكيت دارايى مورد اجاره را به دست نياورد، اما محتوا و واقعيتهاى اقتصادى مربوط به اجاره مبين آن است كه اجاره كننده با تعهد مبلغى تقريبا برابر ارزش منصفانه دارايى به اضافه هزينه مالى مربوط، منافع اقتصادى حاصل از بكار گيرى دارايى مورد اجاره را براى بخش عمده عمر اقتصادى آن تحصيل مى كند( بند 12 استاندارد حسابدارى شماره 21 ايران).

بى طرفى هم در گزارشگرى مالى از پيش شرط هاى قابل اتكا بودن مى باشد. براى مثال اگر خالص ارزش فروش موجودى كالايى با بهاى تمام شده 25000 ريال در تاريخ گزارشگرى 20000 ريال باشد، گزارش آن به اقل بهاى تمام شده و خالص ارزش فروش به مبلغى به اعتقاد مديريت معادل 22000 ريال بى طرفاه نبوده و قابليت اتكا را كاهش داده و جمع دارايى ها و سرمايه شركت را 2000 ريال بيشتر از ميزان واقعى آن گزارش مى كند.

رعايت جوانب احتياط در رويدادهايى كه ابهاماتى بر آن سايه افكنده براى ارتقاء قابل اتكا بودن صورت هاى مالى ضرورى است. احتياط عبارت است از كاربرد درجه اى از دقت براى اعمال قضاوت در برآورد شرايطى كه با ابهام روبروست ، به گونه اى كه درآمدها يا داراييها بيشتر از واقع و هزينه ها يا بدهى ها كمتر از واقع گزارش نشوند. نمونه اى از اين گونه مواردى كه با ابهام روبرو مى باشندعبارتند از قابليت وصول مطالبات، عمر مفيد دارايى هاى ثابت ، و تعداد و مبلغ ادعاهاى احتمالى مرتبط با ضمانت نامه هاى‌ كالاى فروش رفته. اطلاعات صورتهاى مالى با توجه به اهميت و فزونى منافع بر هزينه تهيه و ارائه آن بايد كامل باشد. حذف بخشى از اطلاعات ممكن است باعث شود اطلاعات ناقص يا گمراه كننده ارائه گردد و صورتهاى مالى قابليت اتكاء خود را به علت كامل نبودن از دست بدهد.

3 -  در رابطه با خصوصيت كيفى قابل مقايسه بودن بايد گفت استفاده كنندگان بايدبتوانند صورت هاى مالى واحد تجارى‌ را در طول زمان جهت تشخيص روند تغييرات در وضعيت مالى ، عملكرد و انعطاف پذيرى مالى واحد تجارى مقايسه نمايند ( قابليت مقايسه درون شركت از طريق ثبات رويه). استفاده كنندگان همچنين بايد بتوانند صورتها‌ى مالى واحدهاى تجارى مختلف يك صنعت را مقايسه كنند ( قابليت مقايسه از طريق رعايت ويژگى هاى رويه اى در صنعت). رعايت ثبات رويه در بكارگيرى يك روش استهلاك طى ادوار مالى و يا تداوم اعمال روشى مثل درصد پيشرفت كار براى شناسايى درآمد، هماهنگ با ديگر شركت هاى صنعت يكى ديگر از پيشر شرط هاى قابل مقايسه بودن افشاء رويه هاى حسابدارى بكارگرفته شده در تهيه صورت هاى مالى و افشاى هر گونه تغييرات احتمالى اين رويه ها مى باشد. براى مثال ، افشاى رويه هاى مربوط به ارزيابى موجودى كالا يا سرمايه گذارى در يادداشت هاى همراه صورتهاى مالى و در قالب اهم رويه ها (سياستهاى) حسابدارى شركت از اين قبيل موارد است.

4 -  يك خصوصيت كيفى مهم اطلاعات مالى «قابل فهم بودن» است و در نظر گرفتن « ميزان توان استفاده كننده» از پيش شرط هاى آن مى باشد. بنابر اين ، اطلاعات مالى، بايد به گونه اى‌ باشد كه براى استفاده كنندگانى كه از توانمندى و آگاهى متعارفى براى درك فعاليتهاى‌ تجارى و اقتصادى و نحوه عمل حسابدارى برخوردارند، قابل فهم باشد. اطلاعاتى نظير وجوه نقد، حسابهاى دريافتنى، زمين و حساب هاى پرداختنى به علت قابليت تفسير معناى آن به سهولت قابل فهم است. در مقابل اقلامى نظير مخارج انتقالى يا درآمدهاى انتقالى كه بر اساس مفاهيمى چون تحقق، تطابق و مانند آن در اندازه گيرى سود به عنوان دارايى يا بدهى به جا مانده، واقعيتى اقتصادى نداشته و تفسير معنايى در بر ندارند، از قابليت فهم كمترى برخوردارند.

براى قابل فهم بودن همچنين ضرورى است كه اقلام به نحوى مناسب در يكديگر «ادغام»  و «طبقه بندى» شوند. ادغام انواع دارايى هاى مولدى نظير زمين، ساختمان، وسايط نقليه، تجهيزات، وسايل، ابزار آلات و ماشين آلات و تجهيزات و طبقه بندى آن در دارايى هاى غيرجارى ترازنامه در رابطه با ارتقاء خصوصيت كيفى قابل فهم بودن صورت مى گيرد.

 محدوديت هاى حاكم بر خصوصيات كيفى اطلاعات مالى

به ندرت اطلاعات به طور توام و كامل مربوط، قابل اتكاء، قابل مقايسه و قابل فهم مى باشد. برخى از موثرترين محدوديت هاى حاكم بر كيفيت هاى حسابدارى به شرح زير است:

1 -  موازنه بين خصوصيات كيفى. اغلب نوعى موازنه يا مصالحه بين خصوصيات كيفى ضرورت دارد. معمولا اطلاعاتى كه قابل اتكاء تر است از درجه مربوط بودن كمترى برخوردار است و بالعكس. در نظر گرفتن برترى يك خصوصيت كيفى نسبت به ديگرى و مصالحه بين آن در شرايط مختلف امرى قضاوتى است.

2 -  به موقع بودن. تاخير در گزارشگرى اطلاعات مالى ممكن است به خصوصيت مربوط بودن آن لطمه وارد كند. الزام گزارشگرى صورت هاى ‌مالى ميان دوره اى حسابرسى نشده در فواصل سه ماهه، تلاشى است در جهت كاستن از محدوديت تاخير اطلاع رسانى سالانه(براى مطاله بيشتر در مورد گزارشات حسابدارى ميان دوره اى به استاندارد 22 ايارن مراجعه شود).

3 -  ملاحظات منفعت و هزينه. منفعت حاصل از تهيه و گزارشگرى اطلاعات بايد بيش از هزينه آن باشد. در اين رابطه تدوين كنندگان استانداردهاى حسابدارى بايد از اين محدوديت آگاهى داشته و مقررات و استانداردهايى تدوين نكنند كه هزينه اجراى آن براى واحدهاى تجارى و استفاده كنندگان صورت ها‌ى مالى آنها بيش از منافع لازم در تصميمات اقتصادى باشد.

 ماهيت اصول پذيرفته شده حسابدارى

اصول پذيرفته شده حسابدارى عبارت از ميثاقها، مفاهيم، استاندارها، قوانين، اصول و روش هايى است كه دانستن آن براى تعيين رويه هاى عمل حسابدارى در هر زمان ضرورى بوده و در سه طبقه كلى به شرح زير طبقه بندى شده است:

الف -  مفروضات محيطى

ب -  اصول اجرايى

ج -  محدوديت هاى اجرايى ( اصول محدود كننده)

پايه هاى اصول پذيرفته شده حسابدارى بر چهار فرض محيطى زير استوار است:

1- فرض تفكيك شخصيت

2-  فرض دوره مالى

3-  فرض تداوم فعاليت

4-  فرض واحد اندازه گيرى

 فرض تفكيك شخصيت

يكي از اساسى ترين مفروضات حسابدارى فرض تفكيك شخصيت مى باشد. زيرا اين فرض بين واحد تجارى و مالك يا مالكين آن مرزى قائل مى گردد. براى مقاصد حسابدارى و گزارشگرى مالى هر موسسه يك شخصيت حقوقى مستقل فرض شده كه مى تواند دارايى تحصيل نموده، بدهى و هزينه و تعهد و درآمد نيز تحصيل نمايد.

 فرض تداوم فعاليت

در حسابدارى فرض بر اين است كه يك واحد تجارى براى يك مدت طولانى به فعاليت خود ادامه مى دهد. به عبارت ديگر، فرض بر اين است كه واحد تجارى، در آينده قابل پيش بينى به عمليات خود ادامه مى دهد. فرض تداوم فعاليت، توسط كميته استانداردهاى حسابدارى مالى، بشرح زير تعريف شده است:

(( فرض بر اين است كه هر واحد تجارى داراى تداوم فعاليت است، يعنى عمليات آن در آينده قابل پيش بينى ادامه دارد. به بيان ديگر فرض مى شود كه نه قصد بر اين است كه واحد تجارى منحل يا عمليات آن بنحو قابل ملاحظه اى كاهش داده شود و نه ضرورت اين كار احساس مى شود.))

 فرض دوره مالى

همانطور كه مى دانيم نتايج واقعى عمليات يك واحد تجارى را تنها در زمان تصفيه، يعنى خاتمه عمليات آن مى توان تعيين كرد. از طرف ديگر بستانكاران، اعتبار دهندگان و اشخاص ذينفع نمى توانند تا تاريخ انحلال، از نتايج آن بى خبر باشند. از اين رو عمر واحد تجارى به دوره هاى زمانى مساوى تقسيم مى شود كه هر دوره را اصطلاحا (( دوره حسابدارى )) گويند. دوره مالى ممكن است سه ماهه، شش ماهه يا يكساله باشد. هر دوره مالى را كه دوازده ماه طول بكشد در اصطلاح (( سال مالى )) گويند.

 فرض واحد اندازه گيرى

براى اندازه گيرى هر ويژگى يا كيفيت، در نگاه اول به يك مقياس اندازه گيرى نياز مى باشد. مثلا واحد اندازه گيرى طول متر، وزن كيلوگرم، انسان نفر، زلزله ريشتر و ... مى باشد. در حسابدارى نيز پول به عنوان واحد اندازه گيرى مبادلات فرض شده است. مثلا اگر واحد تجارى 50 دستگاه ماشين خريدارى نمايد، قيمت اين ماشين ها در دفاتر ثبت مى شود و اين بدان معناست كه اين مبادله با پول اندازه گيرى شده است. بهر حال پول يك واحد مشترك براى اندازه گيرى مبادلات اقتصادى است كه در ثبت مبادلات و تهيه صورتهاى مالى مورد استفاده قرار مى گيرد.

 اصول حسابدارى

علاوه بر مفروضات محيطى در حسابدارى، براى ثبت و گزارشگرى مالى، به رهنمودها و دستورالعمل هاى روشن تر و مشخص ترى نيز نياز مى باشد، اين دستورالعمل ها كه به اصول حسابدارى موسوم مى باشند در مقايسه با مفروضات حسابدارى، بيشتر جنبه اجرايي و كاربردى دارند. چهارچوب اوليه و زير بنايي حسابدارى ابتدا بوسيله مفروضات شكل مى گيرد و سپس بوسيله اصول حسابدارى عملى مى گردد. اصول حسابدارى عبارتند از:

1-  اصل بهاى تمام شده

2-  اصل تطابق

3-  اصل تحقق درآمد

4-  اصل افشاء كامل

 اصل بهاى تمام شده

 طبق اصل بهاى تمام شده، مبادلات حسابدارى در تاريخ وقوع به بهاى تمام شده در دفاتر ثبت مى گردند. منظور از بهاى تمام شده هر دارايى، ارزش مبادله اى نقدى آن در تاريخ تحصيل است. پرداختهاى اضافى به علت خريدهاى نسيه و مدت دار جزء بهاى تمام شده محسوب نمى گردند. نمونه ديگر اصل بهاى تمام شده اين است كه دارايى هاى خريدارى شده به قيمت مبادله اى زمان تحصيل، يعنى قيمت متعارف آن در دفاتر ثبت مى گردند.

بهاى تمام شده كه گاهى « بهاى تمام شده تاريخى » نيز ناميده مى شود دو نارسايي دارد:

الف -  تغييرات ارزش داراييهاى در طول سالهاى متمادى در نظر گرفته نمى شود.

ب -  چون داراييها در طول سالهاى متفاوت خريدارى مى گردند و مقياس اندازه گيرى بهاى اين داراييها پول مى باشد و از طرف ديگر، ارزش پول دائما يكسان نمى باشد، لذا بدليل اختلاف در مقياس اندازه گيرى، جمع كردن يك دسته از داراييهايى كه در طول سالهاى متفاوت خريدارى شده اند، خالى از اشكال نمى باشد. اما با وجود همه نارساييهاى فوق، به دلايل زير هنوز بهاى تمام شده تاريخى مبناى ثبت گزارشگرى قرار مى گيرد:

الف -  بهاى تمام شده، بر تخمين و ارزيابى مبتنى نبوده بلكه واقعى، قابل اندازه گيرى و قابل اتكاء است.

ب -  بهاى تمام شده تاريخى در زمان تحصيل، نشان دهنده ارزش متعارف دارايى در آن تاريخ است.

ج -  بهاى تمام شده تاريخى، قابل رسيدگى و رديابى است.

 اصل تحقق درآمد

اصل تحقق درآمد، زمان شناسايى درآمد و ثبت آن در حسابها و صورتهاى مالى را تعيين مى نمايد. طبق اين اصل، درآمد زمانى شناسايى مى گردد كه دو شرط زير برقرار باشد:

الف -  مبادله يا داد وستدى صورت گرفته باشد.

ب -  فرآيند كسب سود، كامل شده باشد.

تكميل فرآيند كسب سود شامل تكميل فروش يا انجام خدمت، انتقال مالكيت از فروشنده به خريدار، دريافت وجه نقد و يا اطمينان از دريافت وجه نقد در آينده است. اگرچه درآمد عبارت است از افزايش ناخالص در داراييها يا كاهش ناخالص در بدهيها، كه طبق اصول پذيرفته شده شناسايى و اندازه گيرى مى شود. طبق اصل تحقق درآمد، مبالغ پيش دريافت مشتريان نبايد به عنوان درآمد دوره محسوب گردد. زيرا فرآيند كسب سود در مورد اين مبادله هنوز تكميل نشده است.

 اصل تطابق

بر اساس اصل تطابق، هزينه هاى انجام شده جهت ايجاد درآمد، بايد به حساب دوره اى كه درآمد در آن تحصيل گرديده منظور گردد. به عبارت ديگر سود هر دوره تفاوت بين درآمدهاى تحصيل شده و هزينه هاى تحمل شده براى كسب درآمد در همان دوره مى باشد. هزينه ها به انحاء مختلف قابل شناسايى هستند، اما توجه به مبانى زير جهت تمايز ماهيت آنها ضرورى است:

الف -  روابط علت و معلولي -  تحصيل برخى درآمدها بدون تحمل يكسرى هزينه ها، امكان پذير نمى باشد. به عبارت ديگر، تحصيل درآمد و تحمل هزينه، به طور مستقيم ارتباط علت و معلولى دارند. نمونه اى از اين هزينه ها به عنوان هزينه دوره، بهاى تمام شده كالاى فروش رفته، هزينه كميسيون فروش و هزينه حمل و تحويل كالا مى باشد. بدين ترتيب ملاحظه مى شود كه زمانى فروش صورت مى گيرد (درآمد تحصيل مى گردد)، كه بهايى بابت كالاى فروخته شده پرداخت گردد( هزينه اى تحمل شود).

ب -  سرشكن كردن منطقى و سيستماتيك -  چنانچه بين درآمد و هزينه رابطه علت و معلولى وجود نداشته باشد، دارايى متقابل آن هزينه را مى توان بين دوره هايى كه بخشى از منافع بخاطر آن دارايى ايجاد مى شود به طور منطقى و سيستماتيك سرشكن نمود. به عبارت ديگر، انقضاى بخشي از بهاى داراييها طى دوره اى كه از اين داراييها استفاده مى شود، به عنوان هزينه دوره شناسايى مى گردد. به عنوان نمونه تخصيص هزينه استهلاك داراييهاى ثابت، هزينه بهره وامها، هزينه اجاره و هزينه بيمه از جمله هزينه هايى است كه به طور منطقى و سيستماتيك شناسايي و به دوره اى خاص ارتباط داده مى شوند.

ج -  شناخت بلادرنگ (تسريع در شناخت) -  برخى از هزينه ها را نه مى توان مستقيما به درآمد دوره ارتباط داد و نه مى توان آنها را به طور سيستماتيك بين دوره هاى مختلف سرشكن نمود، زيرا نه رابطه علت و معلولى با درآمد دوره  دارند و نه انتفاع آتى براى آنها متصور است. در اين حالت مى توان در شناخت بلادرنگ آن به عنوان هزينه دوره تسريع نمود. براى مثال هزينه هاى ناشي از دعاوى حقوقى، حقوق مديران، اغلب هزينه هاى ادارى و فروش از جمله هزينه هاى هستند كه بدليل عدم ارتباط علت و معلولى با درآمد دوره و عدم منافع آتى آن به عنوان هزينه دوره شناسايى مى گردند.

 اصل افشاء كامل

اصل افشاء ايجاب مى كند كه كليه رويدادها و وقايع مالى با اهميت مربوط به واحد تجارى، به طور مناسب و كامل افشاء گردد. اين اصل كه بر كليه جوانب گزارشگرى مالى تاثير دارد، واحد تجارى را ملزم به تهيه اطلاعات مورد نياز براى بستانكاران و اعتبار دهندگان مى نمايد. البته بايد توجه داشت كه اصل افشاء كامل هرگز به اين معنا نيست كه هر چيزى بايد افشاء گردد. بلكه در افشاء اطلاعات، اولا بايد هزينه تهيه و افشاء و ثانيا مربوط بودن آن، مورد توجه قرار گيرد. به طور كلى هرگونه اطلاعاتى كه بر تصميم گيرى استفاده كنندگان صورتهاى مالى موثر باشد( منجر به تغيير در تصميم گيرى گردد)، بايد افشاء گردد مگر اينكه هزينه تهيه و گزارش اين اطلاعات، بيشتر از منافع حاصل از بكارگيرى آنها باشد.

 محدوديت هاى اجرايي

بايد توجه داشت كه اصول و مفروضات حسابدارى كه در صفحات قبل تشريح شد، هميشه و در همه شرايط قابل اجرا نمى باشد. محدوديت هايى بر سر راه وجود دارند كه آن اصول و مفاهيم را تعديل مى نمايند. اين اصول محدود كننده، اصطلاحا «محدوديت هاى اجرايى» ناميده مى شوند عبارتند از:

1-  اهميت

2-  احتياط (محافظه كارى)

3-  فزونى منافع بر مخارج

4-  خصوصيات صنعت

 اهميت

هنگامى كه مبلغ اقلام و رويدادها در مقايسه با هزينه اعمال صحيح ترين روشهاى حسابدارى با اهميت نيست و نتايج حاصل از بكارگيرى دقيق قواعد و رويه هاى حسابدارى نمى تواند بر قضاوت و تصميمات استفاده كنندگان تاثير بگذارد، اصول حسابدارى به طور دقيق رعايت نمى شوند. مثلا يك خط كش بايد به عنوان دارايى در دفاتر واحد تجارى ثبت و طى عمر مفيد آن مستهلك گردد، اما در عمل، هزينه جنين تخصيصى معمولا بيش از بهاى تمام شده  خط كش مزبور خواهد شد و لذا اعمال صحيح ترين روش حسابدارى اقتصادى نمى باشد. از آنجا كه اهميت يك امر نسبى است و مستلزم اعمال قضاوت حرفه اى مى باشد. مثلا براى شركتى كه سرمايه آن بالغ بر صد ميليون ريال باشد، رقم 50000 ريال ممكن است بى اهميت تلقى گردد در صورتى كه همين رقم براى شركتى كه سرمايه آن يك ميليون ريال است مبلغى با اهميت به شمار مى رود.

بايد توجه داشت كه اهميت هرگز به معناى ناديده گرفتن اقلام فاقد اهميت نمى باشد. بلكه رويدادها صرفنظر از اهميت آنها بايد مدنظر قرار گيرند.

 احتياط( محافظه كارى )

در مواردى كه براى اندازه گيرى يك رويداد، روشها و رويه هاى متفاوتى كه همگى منطبق با اصول پذيرفته شده حسابدارى است وجود داشته باشد، احتياط ايجاب مى كند كه روش يا رويه اى انتخاب شود كه تاثير افزايش كمترى بر سود دوره و جمع داراييها داشته باشد. از جمله موارد رعايت محافظه كارى، بكارگيرى قاعده اقل بهاى تمام شده يا خالص ارزش فروش، در ارزيابى موجودى ها و سرمايه گذارى ها مى باشد.

 فزونى منفعت بر هزينه

بر اساس اين محدويت، هزينه تهيه اطلاعات حسابدارى بايد بر منافع حاصل از بكارگيرى اين اطلاعات فزونى نداشته باشد، به عبارت ديگر اطلاعات حسابدارى بايد مقرون به صرفه باشند. معنى صريح اين عبارت اين است كه هزينه تهيه اطلاعات حسابدارى بيشتر از منافع حاصل از بكارگيرى اين اطلاعات نباشد.

 خصوصيات صنعت

ويژگى ها و خصوصيات برخى از صنايع، روشها  و رويه هاى خاصى را مى طلبد. در برخى از موارد ممكن ويژگى يك صنعت خاص، بكارگيرى روشى را ايجاب نمايد كه مطابق اصول پذيرفته شده حسابدارى نباشد. اين ويژگى مى تواند استثناء در بكارگيرى اصول و رويه هاى حسابدارى را توجيه نمايد. مثلا درپيمانكارى قبل از تكميل فرآيند كسب سود و همزمان با پيشرفت كار، درآمد شناسايى مى گردد كه اين خود استثنايى بر اصول پذيرفته شده حسابدارى محسوب مى گردد.

علاوه بر اين چنانچه بكارگيرى يك روش مغاير با استانداردهاى حسابدارى، منجر به ارائه اطلاعات سودمندتر،  يا مانع نتيجه گيرى هاى گمراه كننده گردد، بكارگيرى آن روش با اينكه مغاير اصول پذيرفته شده به شمار مى رود مجاز است. مشروط بر اينكه بنحو مطلوب افشاء و دلايل مربوط ارائه گردد.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 13:24  توسط منصور بهادرى نيا | 
فایل مربوط به درس اصول حسابداری ۱ در فرمت پی دی اف در زیر جهت دانلود خواهد آمد.

این فایل شامل تمامی مطالبی است که در این وبلاگ تحت سرفصل اصول حسابداری ۱ آمده است، و شامل مطالب مفهومی و حل مسائل مربوط به درس اصول ۱ می باشد.

مطالب مربوط به این فایل برداشت از مطالب و سوالات نشریه های شماره ۸۶ و ۷۸ سازمان حسابرسی می باشد.

از اینجا دانلود کنید:

 اصول حسابداری 1

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 23:21  توسط منصور بهادرى نيا |