![]() |
![]() |
|
|
ثبت هاي حسابداري در رابطه با تشكيل يك شركت سهامي همانطور كه در مطالب مربوط به شركتهاي تضامني بيان شد؛ براي هر يك از شركا يك «حساب سرمايه در دفاتر افتتاح مي شود. اما از آنجايي كه در شركتهاي سهامي، ممكن است سهامداران بالغ بر صدها و شايد هزاران نفر باشند لذا افتتاح حساب سرمايه براي تك تك سهامداران مقدور نمي باشد. در شركتهاي سهامي با توجه به اين امر كه يك نوع سهام يا بيش از يك نوع سهم صادر كرده باشند (مثلا عادي و ممتاز) براي هر طبقه يك حساب سرمايه سهام افتتاح مي شود. مانده بستانكار حساب سرمايه سهام معادل ارزش اسمي تمام سهام سهامداران شركت مي باشد. يادآوري اين نكته ضروري است كه هميشه حساب سرمايه سهام معرف ارزش اسمي سهام مي باشد.
ثبتهاي حسابداري در مرحله اول با توجه به نوع شركت سهامي (اعم از خاص يا عام) و دستورالعمل هاي لازم بخشي از سرمايه (في المثل، در شركت سهامي عام 20%)، تعهد شده و درصدي از سرمايه تعهد شده (در شركت سهامي عام 35%) توسط موسسين در حسابي به نام «حساب جاري بانك - شركت در شرف تاسيس» پرداخت شود. اين رويداد در دفاتر غيررسمي شركت ثبت مي گردد:
حساب جاري بانك- شركت در شرف تاسيس ×× حساب تعهد صاحبان سهام ×× حساب سرمايه سهام پذيره نويسي شده ×× ثبت بابت تعهد 20% سرمايه و پرداخت 35% آن توسط موسسين
پس از انجام ثبت فوق، در شركتهاي سهامي عام پذيره نويسي و مراحل آن صورت مي پذيرد؛ و پذيره نويسان باقي سهام شركت را پذيره نويسي مي نمايند. بخشي از سهام تعهد شده توسط پذيره نويسان (فرضا 40%) به حساب جاري بانك- شركت در شرف تاسيس واريز مي شود. حساب جاري بانك- شركت در شرف تاسيس ×× حساب تعهد صاحبان سهام ×× حساب سرمايه سهام پذيره نويسي شده ×× ثبت بابت تعهد باقي سهام شركت و پرداخت 40% آن توسط پذيره نويسان پس از انجام دو مرحله قبل و تشكيل مجمع عمومي موسس و انتخاب مديران و بازرسان و اعلام قبولي آنها، شركت تشكيل شده محسوب مي گردد و بايد در اداره ثبت شركتها به ثبت برسد. از اين تاريخ حسابهاي شركت در شرف تاسيس بسته شده و مانده آنها به دفاتر رسمي شركت منتقل مي گردد. براي بستن حسابها، عكس ثبتهاي قبل عمل مي شود.
چنانچه بخواهيم بخش حقوق صاحبان سهام را در تاريخ انتقال به دفاتر رسمي نشان دهيم به شرح زير خواهد بود:
مطالبه مبلغ پرداخت نشده سهام مبلغ پرداخت نشده سهام (مانده حساب تعهد صاحبان سهام) هر شركت بايد ظرف مدت مقرر در اساسنامه آن شركت، مطالبه شود. هرگاه شركت قصد مطالبه تمام يا قسمتي از مبلغ پرداخت نشده (تعهد شده) را داشته باشد، بايد مراتب از طريق نشر آگهي در روزنامه كثير الانتشاري كه آگهي هاي شركت در آن نشر مي شود به كليه سهامداران اطلاع داده شود و مهلت معقول و مناسبي براي پرداخت مبلغ مورد مطالبه مقرر دارد. پس از ارائه و انتشار آگهي در روزنامه، ثبت زير در دفاتر صورت مي پذيرد:
حساب بدهي صاحبان سهام ×× حساب تعهد صاحبان سهام ×× ثبت بابت مطالبه باقيمانده تعهد صاحبان سهام
دو حالت زير در هنگام مطالبه باقيمانده تعهد صاحبان سهام ممكن است رخ دهد: الف) پرداخت تمامي مبلغ تعهد توسط صاحبان سهام ب) خودداري صاحبان سهام از انجام تعهدات در حالت الف، پس از اينكه سهامداران به بانك مراجعه نموده و مبلغ مورد مطالبه را پرداخت نمودند، ثبت زير در دفاتر صورت مي گيرد: حساب بانك- جاري شماره ... ×× حساب بدهي صاحبان سهام ×× بابت دريافت مبلغ مطالبه شده در حالت ب، هنگامي كه يك پذيره نويس پس از انجام بخشي از تعهدات قرارداد پذيره نويسي، از انجام مابقي تعهدات خود خودداري نمايد، بايد با توجه به شرايط قرارداد پذيره نويسي ممكن است يكي از حالتهاي زير اتفاق افتد: 1- استرداد مبلغ پرداخت شده به پذيره نويس 2- صدور سهام معادل مبلغ پرداخت شده پذيره نويس براي وي 3- ضبط تمامي مبالغ پرداخت شده پذيره نويس به نفع شركت 4- برگشت مبلغ پرداخت شده به پذيره نويس، پس از كسر هزينه هاي پذيره نويسي و صدور (فروش) مجدد سهام (ثبت هاي اين بخش در يك مثال مجزا تشريح مي شود). صدور اوراق سهام مطابق ماده 30 قانون تجارت، تا زماني كه تمامي مبلغ اسمي سهام (تعهد صاحبان سهام) پرداخت نشده است، صدور ورقه سهم بي نام يا گواهينامه موقت بي نام ممنوع مي باشد. پس از پرداخت كل مبلغ اسمي سهام، گواهينامه هاي موقت، توسط شركت دريافت و در ازاي آنها اوراق سهام صادر مي گردد. هنگام صدور سهام بايد حساب سرمايه سهام پذيره نويسي بدهكار و بسته شود و حساب سرمايه سهام در دفاتر بستانكار و افتتاح گردد. |
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 12:5 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
با سلام و عرض ارادت خدمت تمام دوستان حسابدار و غیر حسابدار
از بازدید کنندگان محترم این وبلاگ تقاضا می شود جهت معرفی کتب و منابع در درس اصول حسابداری ۱ که در سطح کشور موجود می باشد در بخش نظرات و یا به صورت ایمیل اینجانب را یاری رسانید. لطفا مشخصات کتاب مربوطه را به طور کامل درج فرمایید( به طور مثال):
|
||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 10:43 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
شرکتهای سهامی شركتهاى سهامى يكى از اشكال عمده موسسات تجارى هستند كه در ميان ساير اشكال حقوقى رواج بيشترى داشته، ميزان داراييها و تعداد كاركنان زيادى دارند و از حجم عمليات بالايى برخوردار مى باشند. طبق ماده 1 قانون تجارت؛ «شركت سهامى شركتى است كه سرمايه آن به سهام تقسيم شده و مسؤوليت صاحبان سهام، محدود به مبلغ اسمى سرمايه آنها مى باشد». انواع شركتهاى سهامى طبق قانون تجارت شركتهاى سهامى به دو نوع تقسيم مى شوند: الف - شركتهاى سهامى عام: شركتهايى كه موسسين آنها قسمتى از سرمايه شركت را از طريق فروش سهام به مردم تامين مى كنند، شركت سهامى عام ناميده مى شوند. ب - شركتهاى سهامى خاص: شركتهايى كه تمام سرمايه آنها در موقع تاسيس منحصرا توسط موسسين تامين مى گردد، شركتهاى سهامى خاص ناميده مى شوند. *: در شركتهاى سهامى عام و خاص عبارت «شركت سهامى عام» و «شركت سهامى خاص» بايد قبل از نام شركت يا بعد از آن بلافاصله در كليه اوراق، اطلاعيه ها و آگهى هاى شركت به طور روشن و خوانا قيد گردد. تفاوتهاى عمده بين شركتهاى سهامى عام و خاص 1- قسمتى از سهام شركت سهامى عام در مرحله تاسيس به مردم عرضه مى شود، در حالى كه سهام شركتهاى سهامى خاص، بايد كلا توسط موسسين تامين گردد. 2- تعداد شركاء در شركت سهامى عام حداقل 5 نفر و در شركت سهامى خاص 3 نفر مى باشد. 3 - سرمايه شركت سهامى عام در هنگام تاسيس حداقل 5 ميليون ريال و در شركتهاى سهامى خاص حداقل يك ميليون ريال مى باشد. 4 - مبلغ اسمى سهام شركتهاى سهامى عام نبايد بيشتر از 10000 ريال باشد. ولى در شركتهاى سهامى خاص سقفى براى آن وجود ندارد. 5 - شركت سهامى عام مى تواند طبق قانون تجارت، اوراق قرضه منتشر نمايد در حالى كه براى شركتهاى سهامى خاص چنين امرى پيش بينى نشده است. 6 - در مورد پاداش مديران، مبلغ پاداش در شركت سهامى عام از 5% و در شركت سهامى خاص از 10% سود قابل پرداخت به صاحبان سهام نبايد تجاوز كند. 7- در هنگام تاسيس شركت سهامى عام، موسسين بايد حداقل 20% سهام شركت را تعهد نمايند، در حالى كه در شركتهاى سهامى خاص موسسين بايد 100% سهام شركت را تعهد كنند. 8 - در تاسيس شركت سهامى عام تشكيل مجمع عمومى موسس اجبارى است در حالى كه در شركت سهامى خاص الزامى نمى باشد.
ويژگى هاى شركت سهامى الف - شخصيت قانونى مستقل ب - مسؤوليت محدود سهامداران ج - جدايى مديريت و صاحبان سهام د - تداوم بقاء و قابليت انتقال مالكيت ﻫ - سهولت جمع آورى سرمايه و - كنترل و نظارت دولتى
سازمان شركتهاى سهامى سهامداران كه مالكين اصلى شركت مى باشند شركت را بر اساس شرايط و مقرراتى كه در قوانين تجارى و اساسنامه شركت آمده است اداره و بر آن نظارت مى نمايند. براى اداره امور شركت، سهامداران در مجمع عمومى صاحبان سهام از ميان خود افرادى را جهت عضويت در هيات مديره و اداره شركت انتخاب مى كنند. برنامه ها و خط مشى آتى شركت به وسيله هيات مديره ترسيم و نظارت بر كار اين هيات از طريق بازرسان قانونى كه منتخب سهامداران مى باشند صورت مى گيرد. به موجب قانون تجارت شركتهاى سهامى داراى سه ركن اساسى زير مى باشند:
۲- هیات مدیره ۳- بازرسان تشكيل شركت سهامى
هرگاه افرادى معين درصدد فعاليت در رشته خاصى از صنعت باشند، بايد در مورد ميزان سرمايه و نحوه تامين آن بررسى هاى لازم را بعمل آورده و چنانچه خود قادر به تامين تمام سرمايه آن نباشند، احتمالا اقدام به تاسيس شركت سهامى عام نمايند.
مراحل تشكيل شركت سهامى عام طبق قانون تجارت،براى تاسيس شركت سهامى عام، موسسين بايد 20 درصد سرمايه شركت را تعهد نموده و لااقل 35% از مبلغ تعهد شده را در حسابى به نام شركت در شرف تاسيس نزد يكى از بانكها سپرده و سپس اظهارنامه اى به ضميمه طرح اساسنامه شركت و طرح اعلام پذيره نويسى سهام كه به امضاى كليه موسسين رسيده باشد، در تهران به اداره ثبت شركتها و در شهرستانها به دايره ثبت شركتها تسليم و رسيد دريافت كنند.
تشكيل شركت سهامى خاص براى تشكيل شركت سهامى خاص و ثبت آن در اداره ثبت شركتها، فقط تسليم اظهارنامه به ضميمه مدارك زير به مركز ثبت شركتها كافى مى باشد. الف - اساسنامه شركت ب - اظهارنامه اى كه دلالت بر تعهد كليه سهام و گواهينامه بانكى حاكى از تاديه قيمت نقدى آن كه نبايد كمتر از 35% كل سهام باشد. ج - قبول سمت مديريت و بازرسى توسط مديران و بازرسان بعد از انتخاب آنها د - ذكر نام روزنامه كثيرالانتشارى كه هر گونه آگهى راجع به شركت تا تشكيل اولين مجمع عمومى عادى در آن منتشر خواهد شد. تعريف و خصوصيات سهام سهم ، سند قابل معامله اى است كه نماينده مالكيت دارنده آن در شركت سهامى مى باشد و معمولا داراى حق راى، حق در سود، حق در داراييها و حق تقدم در خريد سهام جديد شركت مى باشد. سهام عادى، دارندگان سهام عادى صاحبان اصلى و نهايى شركت محسوب مى شوند ضمن آنكه آنها معمولا از تمامى حقوق ذكرشده براى سهام بهره مند هستند. سهام ممتاز، سهام ممتاز يكى از اجزاء حقوق صاحبان سهام است، اما برخى از ويژگيهاى سهام عادى و اوراق قرضه را ممكن است تواما دارا باشد. پاره اى از ويژگيهاى سهام ممتاز عبارتند از: اولويت در دريافت سود، قابليت تبديل به سهام عادى، نداشتن حق راى، اولويت نسبت به سهام عادى در هنگام تصفيه، و قابليت بازخريد از طرف شركت. صرف (كسر) سهام، اگر سهام به بهايى بيش (كمتر) از ارزش اسمى يا ارزش اظهار شده به فروش رسد، مازاد (كسرى) را صرف (كسر) سهام مى نامند. سهام مجاز، تعداد سهامى كه شركت قانونا مجاز به انتشار آن است. سهام منتشر شده، تعداد سهامى كه صادر شده است. سهام جارى (سهام در دست سهامداران يا سهام در جريان)، سهامى كه منتشر شده و در دست سهامداران است. در ايران سهام منتشر شده و سهام جارى، از آنجا كه سهام خزانه وجود ندارد با هم برابرند. سهام خزانه، سهامى كه قبلا منتشر شده و بعدا توسط خود شركت بازخريد شده است. بازخريد سهام در قانون تجارت ايران ممنوع است. سهام تعهد شده (پذيره نويسى شده)، سهامى كه بطور نسيه فروخته شده و بهاى آن به طور كامل دريافت نشده است. سهام با ارزش اسمى، ارزش اسمى هر سهم، مبلغ معين شده براى هر سهم است كه در اساسنامه شركت سهامى منعكس مى گردد و روى هر ورقه سهم نيز چاپ مى شود. بر اساس قانون تجارت ايران ارش اسمى هر سهم نبايد از 10000 ريال تجاوز كند. سهام بدون ارزش اسمى، انتشار اينگونه سهام بر اساس قانون تجارت ايران ممنوع است ولى در برخى از كشورها چنين سهامى منتشر مى شود و ارزشى نيز توسط مديريت براى آن تعيين مى گردد. اصطلاحا به اين ارزش، ارزش اظهار شده (ارزش اعلام شده يا ارزش تعيين شده) اطلاق مى شود. از نظر مقاصد حسابدارى استفاده از ارزش اظهار شده همانند استفاده از ارزش اسمى است. سهام با نام، سهام بانام سهامى است كه روى آن نام دارنده آن قيد مى گردد. نقل و انتقال اين نوع سهام بايد در دفتر سهام شركت به ثبت برسد و صاحب سهم بايد شخصا يا توسط وكيل خود انتقال را در دفتر شركت تصديق و امضا نمايد. سهام بى نام، سهامى است كه روى آن نام صاحب آن ذكر نمى گردد و به صورت سند در وجه حامل بوده و دارنده آن، مالك آن شناخته مى شود مگر آنكه خلاف آن قانونا ثابت شود. |
||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 15:47 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
قابل توجه دانشجویان مقطع کارشناسی در درس اصول ۲
سرفصلهای زیر در مبحث شرکتهای تضامنی همواره مورد تاکید آزمون های ارشد قرار گرفته و هر ساله چندین تست از آنها در سوالات درس حسابداری مالی طرح می شود: ۱- تسهیم (تخصیص) سود و زیان ۲- تغییر در ترکیب شرکا ( ورود و خروج شریک) ۳- تغییر در نسبت تقسیم سود و زیان ۴- حسابداری انحلال و تصفیه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 10:59 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
صورت حساب سرمايه شركاء در شركتهاى تضامنى در پايان دوره مالى، جهت نشان دادن تغييرات سرمايه در طى سال، صورتحسابى به نام صورتحساب سرمايه شركاء تهيه و همه تغييرات سرمايه شركاءدر آن نمايش داده مى شود. شكل و نحوه ارائه آن به شرح زير مى باشد:
صورتحساب سرمايه شركاء براى سال مالى منتهى به 29/12/...x ...
ساير مباحث مربوط به شركتهاى تضامنى ورود (پذيرش) شريك جديد طبق ماده 123 قانون تجارت، هر يك از شركاء در صورتى مى تواند سهم الشركه خود را به شخص ديگرى واگذار نمايد كه رضايت تمام شركاء را فراهم نموده باشد. به عبارت ديگر، در صورتى شريك جديد مى تواند به شركت تضامنى وارد شود كه تمام شركاء با ورود وى موافق باشند. هر شخصى كه به عنوان شريك جديد به شركت تضامنى وارد مى شود، مسؤول كليه قروض شركت مى باشد. خواه اين قروض قبل از ورود وى ايجاد شده باشد يا پس از ورود وى، هر قرارى كه برخلاف اين بين شركاء ترتيب داده شود، در مقابل اشخاص ثالث «كان لم يكن» تلقى مى گردد. در عمل ورود شريك جديد به دو صورت امكانپذير مى باشد: 1- خريد تمام يا قسمتى از سهم شريك ( شركاء) قديم 2- سرمايه گذارى در شركت الف: ورود شريك جديد از طريق خريد تمام يا قسمتى از سهم شريك (شركاء) قديم هرگاه شريك جديد از طريق خريد تمام يا قسمتى از سهم الشركه (حقوق) شركاى قديم به شركت تضامنى وارد شود هيچگونه تغييرى در داراييها و بدهيهاى شركت صورت نمى گيرد و تنها سرمايه شركاء تغيير پيدا مى كند. زيرا فروش سهم الشركه شريك قديم و خريد آن توسط شريك جديد يك معامله شخصى بوده و قيمت مورد توافق و مبلغ تحصيل شده توسط شريك جديد هيچ ارتباطى به شركت ندارد. آنچه شريك قديم بابت فروش سهم خود از شريك جديد دريافت مى دارد، دارايى شخصى وى بوده و در زمره داراييهاى شركت به حساب نمى آيد. مثال: حسن و حسين شركاى يك شركت تضامنى بوده و سرمايه هر كدام از آنها معادل 400000 ريال مى باشد. در 20 اسفند سال 81 حسن با موافقت شريك خود، سهم الشركه خود را به مبلغ 250000 ريال به داريوش فروخت. مطلوبست ثبت دفاتر شركت.
ب: ورود شريك جديد از طريق سرمايه گذارى در شركت در شرايطى كه شركت به سرمايه بيشترى نياز داشته باشد، ممكن است با توافق شركاء شريك جديدى از طريق سرمايه گذارى مستقيم در شركت پذيرفته مى شود. در اين شرايط دو حالت متصور مى باشد. اول اينكه ممكن است به هنگام ورود شريك جديد، داراييها و بدهيهاى شركت مورد ارزيابى قرار نگيرد. دوم اينكه داراييها و بدهيهاى شركت به هنگام ورود شريك جديد، مورد تجديد ارزيابى قرار گيرند. 1- ب : ورود شريك جديد بدون تجديد ارزيابى داراييها و بدهيها در اين شرايط ملاك همه محاسبات، سرمايه (سهم الشركه) شركاء مى باشد. در اين صورت شريك جديد تحت يكى از شرايط زير وارد شركت مى شود: 1- اختصاص پاداش به شركاى قديم 2- اختصاص سرقفلى به شركاى قديم 3- اختصاص پاداش به شريك جديد 4- عدم اختصاص پاداش به طرفين (سرمايه گذارى به ارزش دفترى) 1-1- ب: اختصاص پاداش به شركاى قديم در مواردى كه شركت تضامنى از وضع مالى مطلوب و روند سودآورى مناسبى برخوردار باشد، شركاى قديم براى ورود شريك جديد، مبلغى بيشتر از آنچه به بستانكار حساب سرمايه وى منظور خواهد شد، مطالبه مى نمايند. اين امر به منزله اختصاص پاداش به شركاى قديم بوده و مبلغ اضافى به نسبت تقسيم سود و زيان (مقرر در شركتنامه)، به بستانكار حساب سرمايه شركاى قديم منتقل مى گردد.
مثال الف : افشين و رامين شركاى شركت تضامنى افشين و شركاءبوده و سهم الشركه هر يك از آنها 500000 ريال مى باشد. آنها به ترتيب به نسبت 40% و 60% در سود و زيان سهيم هستند. در 15 ارديبهشت سال 1382 شركاء توافق نمودند كه سعيد با پرداخت مبلغ 800000 ريال به عنوان شريك جديد وارد شركت شود و مالك 25% سرمايه شركت شود و به همين نسبت نيز در سود و زيان سهيم گردد. مطلوبست محاسبا ت لازم جهت ورود شريك جديد و محاسبه نسبتهاى جديد هر يك از شركاء.
پس از ورود سعيد نسبت مشاركت شركاى قديم در سود و زيان نيز تغيير مى كند. سهم شركاى قديم از سود و زيان پس از ورود سعيد 75% = 25% - 1* سهم افشين از سود وزيان پس از ورود سعيد 30% = 40% × 75% سهم رامين از سود و زيان پس از ورود سعيد 45% = 60% × 75% *: 1 در اينجا به منزله 100 درصد سرمايه شركت مى باشد كه سهم سعيد معادل 25% از آن كم خواهد شد و مابقى سهم مربوط به شركاى قديم مى باشد. 2-1- ب : اختصاص سرقفلى به شركاى قديم اين حالت نيز مانند مثال قبل زمانى اتفاق مى افتد كه شريك جديد به علت وجود عوامل مثبت نظير موقعيت محلى واحد تجارى، برترى كيفيت محصول، معروفيت و تخصص برتر مديريت،حاضر است بيشتر از سهم الشركه خود در شركت سرمايه گذارى نمايد. عوامل فوق غير مادى و نامشهود بوده و ممكن است شركتى به خاطر دارا بودن اين عوامل سودى بيش از سود متعارف شركتهاى مشابه در صنعتى كه فعاليت دارد كسب نمايد. به اين عوامل اصطلاحا «سرقفلى» گويند. به عبارت ديگر سرقفلى عبارت است از مبلغى كه خريدار حاضر است مازاد بر ارزش واقعى داراييهاى مشهود پرداخت نمايد. چون سرقفلى به تدريج ايجاد مى شود لذا شناسايى و ثبت آن در دفاتر با توجه به اصل تحقق و اصل بهاى تمام شده جايز نيست، مگر در شرايطى كه اين دارايى خريدارى گردد. مثال : با توجه به مثال الف چنانچه سعيد با پرداخت مبلغ 800000 ريال به عنوان شريك جديد پذيرفته شود و 25% سرمايه شركت به او اختصاص يابد و شركاء توافق نمايند كه حساب سرقفلى در دفاتر افتتاح گردد، نحوه محاسبه سرقفلى به شرح جدول زير خواهد بود:
ثبت دفاتر با توجه به محاسبات فوق
*: اگر قرار بر اين بود كه سعيد بابت سرقفلى شركت مبلغى پرداخت نمايد ولى حساب سرقفلى در دفاتر افتتاح نشود، حساب صندوق بدهكار و حساب سرمايه شركاى قديم به نسبت تقسيم سود و زيان، از مبلغ پرداخت شده بابت سرقفلى بستانكار مى گرديد. 3-1- ب : اختصاص پاداش به شريك جديد هنگامى كه شريك جديد داراى تخصص و يا توانايى ويژه اى باشد، شركاى قديم به منظور استفاده از تخصص و توانايى وى در جهت پيشرفت و سود دهى شركت، ممكن است توافق نمايند كه شريك جديد با پرداخت مبلغ كمترى نسبت به آنچه كه به بستانكار حساب سرمايه اش منظور مى شود، وارد شركت شود. اين امر به منزله پاداش و امتيازى است كه شركاى قديم براى شريك جديد قائل شده اند و مبلغ اضافى به بدهكار حساب سرمايه شركاى قديم منظور مى گردد. با توجه به مثال الف فرض كنيد شركاء توافق نمودند كه سعيد با پرداخت 400000 ريال مالك 40% سرمايه شركت گردد و به همين نسبت در سود و زيان شركت سهيم شود.
ثبت دفاتر با توجه به جدول فوق
4-1- ب : سرمايه گذارى مستقيم و عدم اختصاص پاداش به طرفين در صورتى كه امتيازات شريك جديد و مطلوبيت شركت تضامنى جبران كننده يكديگر باشند، ممكن است شريك جديد معادل آورده خويش، مالك سرمايه شركت گردد. با توجه به مثال الف چنانچه سعيد مبلغ 500000 ريال در شركت سرمايه گذارى نمايد و در ⅓ سرمايه شركت سهيم گردد، مطلوبست محاسبات لازم.
ثبت دفاتر با توجه به حالت فوق
2- ب: ورود شريك جديد و تجديد ارزيابى داراييها و بدهيها در اغلب موارد، در زمان ورود شريك جديد، ارزش داراييها و بدهيهاى ثبت شده در دفاتر شركت مورد توافق شركاى قديم و جديد قرار نمى گيرد. ممكن است شركاى قديم ادعا نمايند كه ارزش داراييهاى شركت بيش از ارزشى است كه در دفاتر ثبت شده است و يا شريك جديد ادعا نمايد كه ارزش داراييهاى شركت در اثر گذشت زمان كاهش يافته است. همچنين در مورد بدهيها نيز ممكن است عدم توافقهايى وجود داشته باشد. در اين شرايط،كليه اقلام دارايي و بدهى با توافق شركاء و يا توسط كارشناس رسمى ارزيابى و اثرات ناشى از تجديد ارزيابى در حسابى تحت عنوان «حساب تجديد ارزيابى» منظور مى شود. مانده حساب تجديد ارزيابى كه سود يا زيان ناشى از تجديد ارزيابى مى باشد، به نسبت تقسيم سود و زيان مقرر در شركتنامه به حساب سرمايه ى شركاى قديم منتقل مى گردد.
مثال: نسبت تقسيم سود و زيان در شركت تضامنى الف و ب به ترتيب 3 و 2 مى باشد. ترازنامه اين شركت در 30 مهرماه سالجارى به شرح زير است:
شركت تضامنى الف و ب ترازنامه در تاريخ 30 مهر سالجارى
درتاريخ فوق شركاء توافق نمودند كه آقاى ج با شرايط زير وارد شركت گردد: 1- نسبت سود و زيان پس از ورود آقاى ج به ترتيب 3 و 2 و 1 باشد. 2- آقاى ج مبلغ 100000 ريال به عنوان سرمايه به شركت پرداخت نمايد. 3- سرقفلى شركت به مبلغ 50000 ريال شناسايى و شريك جديد از اين بابت مبلغى پرداخت نكند. 4- ذخيره اى معادل 20000 ريال براى حسابهاى دريافتنى منظور گردد. 5- ساختمان شركت به مبلغ 300000 ريال و تجهيزات شركت به مبلغ 35000 ريال ارزيابى شد. هزينه تجديد ارزيابى بالغ بر 40000 ريال گرديد كه قرار شد به عهده شريك جديد باشد و بايد طى سالجارى به شركت پرداخت نمايد. مطلوبست ثبتهاى لازم به مناسبت ورود شريك جديد و تجديد ارزيابيها .
حساب تجديد ارزيابی
خروج شريك از شركت تضامنى شركايى كه تشكيل شركت تضامنى مى دهند حق ندارند بدون رضايت ساير شركاء از شركت خارج شده و سهم الشركه خود را به اشخاص ثالث واگذار نمايند (طبق ماده 123 قانون تجارت). هر شريك با رضايت ساير شركاء مى تواند با دريافت وجه نقد يا ساير داراييها، سهم الشركه خود را واگذار نموده و از شركت خارج شود. خروج شريك از شركت عملا به دو طريق امكان پذير مى باشد: 1- واگذارى سهم الشركه به يك يا تعدادى از شركاى باقيمانده 2- دريافت داراييهاى شركت الف: واگذارى سهم الشركه به يك يا تعدادى از شركاى باقيمانده خروج شريك و واگذارى سهم الشركه به يك يا تعدادى از شركاى باقيمانده مبادله اى شخصى بوده و بر داراييها و بدهيهاى شركت هيچگونه تاثيرى ندارد. اين امر تنها به جابجايى نام شركاء و تعويض و تغيير مالكيت آنان در دفاتر شركت منجر مى شود. زيرا دارايى كه به شريك خارج شونده واگذار مى گردد از محل داراييهاى شخصى شركاء بوده و يا بدهى كه در اين رابطه ايجاد مى شود، بدهى شخصى شركاء مى باشد و هيچ ارتباطى به شركت ندارد. ب: خروج شريك از طريق دريافت داراييهاى شركت در شرايطى كه سهم شريك خارج شونده، از محل داراييهاى شركت پرداخت گردد، به طور همزمان داراييها و سرمايه شركت كاهش مى يابد. خروج شريك از اين طريق ممكن است منجر به تجديد ارزيابى يا عدم تجديد ارزيابى داراييها و بدهيها گردد. ۱- ب: خروج شريك بدون تجديد ارزيابى اگر هنگام خروج شريك هيچگونه تجديد ارزيابى در مورد داراييها و بدهيهاى شركت صورت نگيرد، مبلغ پرداختى به شريك خارج شونده بر اساس ميزان سهم الشركه وى تعيين مى گردد. در اين حالت ممكن است شريك خارج شونده: 1- با دريافت داراييهاى شركت معادل ارزش دفترى سهم الشركه خود، از شركت خارج شود. 2- با دريافت داراييهاى شركت بيشتر از ارزش دفترى سهم الشركه خود، از شركت خارج شود. 3- با دريافت داراييهاى شركت كمتر از ارزش دفترى سهم الشركه خود، از شركت خارج شود.
1-1- ب: دريافت داراييهاى شركت معاد سهم الشركه (سرمايه) در صورتى كه مبلغ پرداختى به شريك خارج شونده، معادل سهم الشركه وى باشد،عمل خروج شريك با بدهكار نمودن حساب سرمايه شريك خارج شونده و بستانكار نمودن وجوه نقد يا ساير داراييها به همين مبغ صورت مى گيرد. در اين حالت داراييها و سرمايه به يك نسبت كاهش مى يابد.
2-1- ب: دريافت داراييهاى شركت بيشتر از سهم الشركه (سرمايه) هرگاه شركت از سودآورى بالايى برخوردار بوده يا داراى ارزش نامشهودى باشد (سرقفلى)، شريك به هنگام خروج از شركت، ممكن است مبلغى بيشتر از مانده سرمايه خود، از شركت مطالبه نمايد. مبلغى كه مازاد بر سرمايه شريك خارج شونده به وى پرداخت مى گردد، به مثابه اختصاص پاداش به اين شريك مى باشد و به نسبت تقسيم سود و زيان به بدهكار سرمايه شركاى باقيمانده منتقل مى گردد. مثال: آقايان الف و ب و ج كه شركاى يك شركت تضامنى بوده و سهم الشركه هر كدام 600000 ريال مى باشد، به ترتيب به نسبت 1 و 2 و 2 در سود و زيان سهيم مى باشند. در دوازدهم دى ماه آقاى الف با دريافت مبلغ 750000 ريال از داراييهاى شركت، از اين شركت خارج شد. مطلوبست ثبت دفتر روزنامه شركت.
3-1- ب: دريافت داراييهاى شركت كمتر از سهم الشركه (سرمايه) اين حالت زمانى پيش مى آيد كه مشاركت در شركت تضامنى، براى شريك خارج شونده مطلوبيتى نداشته باشد. در اين حالت وى حاضر است با دريافت مبلغى كمتر از مانده سرمايه خود، از شركت خارج شود. اين امر به منزله اختصاص پاداش به شركاى باقيمانده بوده و موجب افزايش سرمايه آنها مى گردد. اين عمل با بستانكار نمودن سرمايه شركاى باقيمانده به نسبت مشاركت در سود و زيان شركت و معادل مبلغى كه كمتر از سرمايه شريك خارج شونده پرداخت گرديده، صورت مى گيرد. 2- ب: خروج شريك و تجديد ارزيابى اگر در مورد سهم الشركه واقعى شريك خارج شونده، بين شركاء توافق بوجود نيايد، به ناچار داراييها و بدهيهاى واحد تجارى تجديد ارزيابى شده، مازاد به نسبت تقسيم سود و زيان و پس از كسر ماليات، بين شركاء تقسيم مى شود. جهت تعيين سهم الشركه شريك خارج شونده و بستن حسابهاى وى در دفاتر شركت، مراحلى به شرح زير صورت مى گيرد: 1- يك حساب تجديد ارزيابى در دفاتر افتتاح و نتيجه ارزيابيها در آن منعكس و مانده اين حساب كه سود و زيان ناشى از تجديد ارزيابى مى باشد به نسبت تقسيم سود و زيان به حساب سرمايه شركاء منتقل مى گردد. 2- حسابى تحت عنوان «حساب سهم الشركه» براى شريك خارج شونده در دفاتر افتتاح مى گردد. 3- مانده حساب سرمايه شريك خارج شونده را به حساب سهم الشركه وى منتقل نموده و حساب سرمايه وى بسته مى شود. 4- بهره سرمايه، حق الزحمه (در صورتى كه تعيين شده باشد) و سهم شريك خارج شونده از سود و زيان تا زمان حضور وى در شركت محاسبه و به حساب سهم الشركه اش منتقل گردد. 5- سهم شريك خارج شونده از اندوخته به نسبت تقسيم سود و زيان محاسبه و به حساب سهم الشركه اش منتقل مى گردد. 6- مانده حساب برداشت، حساب جارى و حساب وام شريك خارج شونده، به حساب سهم الشركه اش منتقل مى گردد. 7- در پايان تنها حساب مربوط به شريك خارج شونده كه هنوز در دفاتر شركت بسته نشده (يعنى حساب سهم الشركه) بدهكار و حساب دارايى واگذار شده بستانكار مى شود و بدين ترتيب همه حسابهاى شريك خارج شونده در دفاتر بسته مى شوند. فوت شريك هرگاه يكى از شركاء فوت نمايد خودبخود از شركت خارج مى شود. ادامه فعاليت شركت پس از فوت هر يك از شركاء منوط به رضايت قائم مقام متوفى و ساير شركاء مى باشد. اگر شركاء باقيمانده بخواهند به فعاليت شركت ادامه دهند، بايد سهم الشركه شخص متوفى را محاسبه و به ورثه قانونى وى پرداخت يا به عنوان بدهى واحد تجارى منظور نمايند. عمليات و مراحل لازم براى محاسبه سهم الشركه متوفى همانند عمليات مربوط به خروج شريك مى باشد كه قبلا تشريح گرديد. انحلال شركت طبق ماده 136 قانون تجارت، شركت تضامنى در موارد زير منحل مى گردد: 1- مقصودى كه شركت براى انجام آن تشكيل گرديده انجام شده باشد و يا انجام آن غير ممكن گردد. 2- شركت براى مدت معينى تشكيل و آن مدت منقضى شده باشد. 3- در صورت ورشكستگى شركت. 4- در صورت توافق شركاء. 5- به درخواست هر يك از شركاء با در دست داشتن حكم انحلال از دادگاه. 6- در صورت فوت يا محجور شدن يكى از شركاء و عدم موافقت قائم مقام وى به ادامه فعاليت شركت. 7- در صورت ورشكستگى هر يك از شركاء و گذشت شش ماه از تقاضاى مدير تصفيه. تصفيه شركت طبق ماده 203 قانون تجارت پس از انحلال شركت، امر تصفيه بايد بوسيله مدير يا مديران شركت صورت گيرد. به هر حال، مدير تصفيه بايد داراييهاى شركت را فروخته، مطالبات شركت را وصول، بدهيهاى شركت را پرداخت نموده، باقيمانده وجوه نقد را به نسبت سهم الشركه (سرمايه) بين شركاء تقسيم نمايد و حسابهاى دفاتر شركت را ببندد. معمولا، تا زمانى كه كليه داراييهاى شركت به وجه نقد تبديل نشده و بدهيها و تعهدات شركت پرداخت نگردد، وجهى به شركاء پرداخت نمى شود. اگر نقدينگى واحد تجارى پس از تبديل داراييها به نقد، براى تسويه حساب بدهيها و تعهدات شركت كافى نباشد، كسرى نقدينگى بايد از اموال شخصى شركاء تامين گردد. ممكن است انحلال شركت و تسويه حسابهاى آن به طور تدريجى و در طى مدتى صورت گيرد. اين روش تصفيه شركت، روش «تصيه تدريجى» نام دارد (روش مذكور در درس حسابدارى پيشرفته 1 تدريس خواهد شد). روش ديگر تصفيه شركت، فروش داراييها، وصول مطالبات و پرداخت بدهيها در مدت زمانى معين (دوره زمانى كوتاه) مى باشد. در اين روش كه روش «تصفيه آنى» نام دارد ممكن است كليه داراييها به صورت يك مجموعه كلى در يك مرحله فروخته شده و كليه بدهيهاى شركت پرداخت گردد. اين روش خود به دو طريق صورت مى گيرد، طريقه اول با استفاده از حساب تصفيه و طريقه دوم با استفاده از حساب سود و زيان تصفيه. طريق اول – استفاده از حساب تصفيه در اين روش براى تصفيه امور شركت، مراحلى به شرح زير رعايت مى گردد: 1- حسابى تحت عنوان «حساب تصفيه» در دفتر كل افتتاح مى گردد. 2- معادل بهاى تمام شده داراييهاى غير نقدى، حساب تصفيه بدهكار و حساب داراييهاى مربوطه بستانكار مى گردد. بدين طريق حساب داراييهاى غير نقدى در دفاتر بسته مى شود. 3- به ترتيب كه داراييها به فروش مى رود يا مطالبات وصول مى گردد معادل قيمت فروش يا مبلغ وصول شده، حساب وجوه نقد بدهكار و حساب تصفيه بستانكار مى گردد. 4- پس از فروش داراييها و وصول مطالبات، از محل نقدينگى موجود، بدهيهاى شركت پرداخت شده و بدين ترتيب حساب بدهيها نيز بسته مى شود. تبصره: چنانچه هنگام تصفيه يكى از شركاء تمام يا قسمتى از يك بدهى را تقبل نمايد، حساب سرمايه وى معادل آن بستانكار مى گردد. 5- چنانچه هنگام تصفيه، هزينه اى براى اين امر صورت گيرد، اين هزينه كه «هزينه تصفيه» نام دارد، در بدهكار حساب تصفيه ثبت مى گردد. 6- كليه حسابهاى ذخاير چون داراى مانده طبيعى بستانكار مى باشند، در هنگام تصفيه بدهكار و حساب تصفيه بستانكار مى گردد. 7- پس از مراحل فوق، مانده حساب تصفيه كه در حقيقت سود يا زيان تصفيه مى باشد، به نسبت تقسيم سود و زيان، به حساب سرمايه شركاء منتقل شده و اين حساب نيز بسته مى شود. 8- مانده حسابهاى اندوخته، جارى، برداشت و وام شركاء به سرمايه آنها منتقل و اين حسابها نيز در دفاتر شركت بسته مى شوند. 9- در صورتى كه پس از انجام مراحل فوق، مانده حساب سرمايه شركاء بستانكار باشد، حساب سرمايه شركاء بدهكار و حساب وجوه نقد (كه مانده آن معادل سرمايه شركاء مى باشد) را بستانكار نموده و بدين ترتيب همه حسابها بسته شده و مراحل تصفيه خاتمه مى يابد. طريق دوم - استفاده از حساب سود و زيان تصفيه در اين روش حسابى تحت عنوان سود و زيان تصفيه در دفتر كل افتتاح شده و هرگونه فروش داراييها و وصول مطالبات و پرداخت بدهيهاى كه مابه التفاوتى داشته باشد مبلغ مابه التفاوت در حساب سود و زيان تصفيه منظور مى شود. ساير مراحل پس از فروش دارييهاى، وصول مطالبات و پرداخت بدهيها همانند روش اول (استفاده از حساب تصفيه) از بند 7 خواهد بود. طرز عمل با مانده بدهكار حساب سرمايه شريك (شركاء) در صورتى كه پس از مراحل تصفيه، حساب سرمايه يك يا تعدادى از شركاء داراى مانده بدهكار باشد ( قبل از مرحله 9 فوق)، در برخورد با مانده بدهكار دو حالت وجود دارد: الف: توانايى شريك در تاديه مانده بدهكار سرمايه: در اين حالت ابتدا از شريك مزبور وجه نقد دريافت گرديده و سرمايه بدهكار اين شريك تسويه مى شود. به عبارت ديگر به ازاى وجه نقد دريافتى از شريك مزبور، حساب وجوه نقد بدهكار و حساب سرمايه آن شريك بستانكار مى گردد. ب: عدم توانايى شريك در تاديه مانده بدهكار سرمايه: در اين حالت، مانده بدهكار سرمايه شريك ورشكسته ، مانند زيان تصفيه، به نسبت تقسيم سود و زيان، بين ساير شركاء تقسيم مى گردد. جهت بستن مانده بدهكار سرمايه شريك مزبور، حساب سرمايه بقيه شركاء به نسبت تقسيم سود و زيان بدهكار و حساب سرمايه شريكى كه داراى مانده بدهكار بوده نيز بستانكار مى گردد. |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 10:49 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
تقسيم سود و زيان در شركتهاى تضامنى طبق ماده 112 قانون تجارت، در صورتى كه هيچ گونه توافقى در رابطه با پرداخت حقوق و تقسيم سود صورت نگرفته باشد و در شركتنامه نيز نسبت خاصى مقرر نشده باشد، شركاء به نسبت سهم الشركه (سرمايه) خود،از سود وزيان شركت منتفع شده و زيان را هم پس از انحلال شركت، به همين نسبت تحمل خواهند كرد. روشهاى (مبانى) مختلف تقسيم سود عبارتند از: 1- به نسبت ثابتى كه بين شركاء مورد توافق گرفته است. 2- به نسبت سرمايه (سهم الشركه) شركاء. 3- تخصيص حقوق (پاداش) و تقسيم باقيمانده به نسبت ثابت. 4- تخصيص بهره سرمايه و تقسيم باقيمانده سود به نسبت ثابت. 5- تقسيم سود بر اساس مبانى مختلف.
تقسيم سود و زيان به نسبت ثابت ساده ترين روش براى تقسيم سود و زيان، ارائه يك نسبت ثابت براى هر يك از شركاء بدون توجه به ميزان سرمايه و تخصص آنها مى باشد. اين روش در شرايطى كه اهميت سرمايه گذارى و تخصص شركاء براى شركت يكسان باشد، مناسب است. مثلا ممكن است نسبت تقسيم سود و زيان در شركتى كه دو شريك دارد به صورت مساوى (50%) يا به صورت كسرى، ¼ و ¾ و … باشد. مثال فرض كنيد آرش و دانش شركاى شركت تضامنى «آرش و برادر» سود و زيان را طبق شركتنامه به ترتيب به نسبت 3 /2 و 3/1 بين خود تقسيم نمايند. سود خالص و قابل تقسيم سال جارى 900000 ريال مى باشد. نحوه تقسيم سود بين شركاء به شرح جدول زير خواهد بود:
براى بستن خلاصه حساب سود و زيان ثبت آرتيكل زير در دفتر روزنامه صورت مى گيرد:
تقسيم سود و زيان به نسبت سرمايه شركاء در مواردى كه ماهيت فعاليت شركت به نحوى است كه درآمد آن مستقيما به ميزان سرمايه گذاريها بستگى دارد، تقسيم سود و زيان به نسبت سرمايه شركاء روش مناسبى است. زمانى كه سرمايه شركاء مبناى تقسيم سود و زيان قرار مى گيرد بايد مشخص گردد كه سرمايه گذارى در كدام مقطع از دوره مالى، ابتدا يا انتهاى آن صورت گرفته است. اگر سرمايه گذاريها در اواسط دوره مالى و يا به تدريج صورت گرفته باشد، ممكن است مبلغ متوسط سرمايه در طى دوره مبناى تقسيم سود و زيان قرار گيرد. سرمايه پايان دوره + سرمايه اول دوره = متوسط سرمايه هر شريك 2 تقسيم سود بر اساس تخصيص حقوق ( و پاداش) ، و تقسيم باقيمانده به نسبت ثابت در اين روش قسمتى از سود حاصل از فعاليت واحد تجارى ممكن است طبق توافق شركاء به عنوان حق الزحمه به شركايى كه خدماتى در شركت انجام داده اند تعلق گرفته و بقيه به نسبت معين بين شركاء تقسيم شود. اگر پرداخت حق الزحمه به شريك يا شركاء در شركتنامه توافق شده باشد، مبلغ حق الزحمه تعهد شده، صرفنظر از وجود سود و زيان، بايد به حساب اين شركاء منظور گردد. در شركتنامه واحد تجارى، نحوه تخصيص پاداش ممكن است بر اساس سود قبل از كسر پاداش يا سود بعد از كسر پاداش محاسبه گردد.
تقسيم سود بر اساس تخصيص بهره سرمايه و تقسيم باقيمانده به نسبت ثابت در مواردى ممكن است شركاءتوافق نمايند كه به مانده حساب سرمايه (مانده اول دوره يا آخر دوره يا متوسط آن، هر كدام مورد توافق باشد) مبلغى به عنوان بهره پرداخت گردد. «احتساب بهره نسبت به سرمايه بدين دليل است كه معلوم شود سود حاصل از بكارانداختن سرمايه در شركت با توجه به خطرات آن تا چه حد يا سودى كه ممكن بود از بكارگيرى سرمايه در ساير رشته ها و زمينه ها عايد گردد بيشتر يا كمتر است.» چنانچه تعلق بهره به مانده حساب سرمايه، در شركتنامه تصريح شده باشد، مبلغ بهره صرفنظر از وجود سود و زيان واحد تجارى، بايد به حساب شركاء منظور گردد.
تقسيم سود بر اساس ساير مبانى در اكثر موارد براى تقسيم سود در شركتهاى تضامنى ممكن است تركيبى از چند مبنا، در شركتنامه پيش بينى شده باشد.
مثال مانده ابتداى دوره سرمايه آقاى الف و ب به ترتيب 500000 ريال و 300000 ريال و سود سالجارى اين شركت بالغ بر 240000 ريال مى باشد. شركتنامه شركت در رابطه با تقسيم سود و زيان نكات اساسى زير را بيان مى دارد: 1- بهره اى معادل 5% به مانده ابتداى دوره سرمايه تعلق مى گيرد. 2- حقوق ساليانه اى معادل 70000 ريال براى آقاى الف و 50000 ريال براى آقاى ب منظور گردد. 3- پاداشى به آقاى ب معادل 20% سود شركت بعد از كسر پاداش تخصيص يابد. 4- باقيمانده سود به نسبت 25% و 75% درصد به ترتيب بين آقايان الف و ب تقسيم گردد.
شركت تضامنى الف و شركا صورت تقسيم سود (زيان) براى سال مالى منتهى به ...
همانگونه كه مى دانيم در سوال پاداش آقاى الف معادل 20 درصد سود شركت بعد از كسر پاداش خواهد بود، از اينرو مى بايست سود شركت را تعديل نماييم. اگر سود شركت بعد از كسر پاداش را x فرض كنيم، پاداش آقاى الف 20 % از x خواهد بود پس هم اكنون مى توانيم فرمول زير را تعريف كنيم: سود بعد از كسر پاداش = 20% سود بعد از كسر پاداش – سود شركت قبل از كسر پاداش بنابر اين خواهيم داشت: x = x 20% - 240000 x 20% + x = 240000 x120 % = 240000 x = 40000 → 120% ÷ 240000 = x ثبت تقسيم سود و زيان فوق در دفتر روزنامه به شرح زير است:
حال فرض مى شود كه شركت در سالجارى خود به جاى تحصيل سود، زيان كسب نمايد: آقايان الف و ب شركاى يك شركت تضامنى توافق نموده اند كه سالانه مبلغ 90000 ريال به عنوان حق الزحمه به آقاى الف پرداخت نموده و باقيمانده را به نسبت 25% و 75% به ترتيب بين خود تقسيم نمايند. اما شركت مذكور در سالجارى متحمل زيانى به مبلغ 110000 ريال گرديده، با توجه به اين حالت مطلوبست تقسيم سود و زيان شركت تضامنى.
شركت تضامنى الف و شركا صورت تقسيم سود (زيان) براى سال مالى منتهى به ...
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 22:32 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
سرمايه گذارى شركاء سرمايه گذارى شركاء مى تواند به صورت نقدى و يا غير نقدى باشد، چنانچه تمام يا بخشى از آورده يا سهم الشركه هر يك از شركاء به صورت غير نقدى باشد اين داراييها بايد با موافقت كليه شركاء ارزيابى گردند. ارزيابى داراييهاى غير نقدى و انتقال آن به شركت بدين علت بايد صورت گيرد كه اولا شخصيت شركاء مستقل از شخصيت حقوقى شركت مى باشد و ثانيا اين دارايى ها بايد بر اساس اصل بهاى تمام شده به ارزش منصفانه بازار در دفاتر شركت ثبت گردند. مثال 1 فرض كنيد آقاى احمد پور و آقاى يادگار توافق نمودند كه با آورده هاى زير شركت تضامنى يادگار و شريك را تشكيل دهند. آورده هاى نقدى و غير نقدى كه مورد توافق شركاء قرار گرفته اند به شرح زير مى باشند:
احمد پور يادگار جمع وجه نقد 100000 ----- 100000 زمين 300000 500000 800000 ساختمان 200000 300000 500000 جمع 600000 800000 1400000
ثبت رويدادهاى مالى تاسيس شركت تضامنى يادگار و شريك در دفتر روزنامه شركت مذكور به شرح زير مى باشد:
*نكته: در اين مثال بهاى داراييها يا آورده هاى غير نقدى تجديد ارزيابى نشده زيرا بهاى مذكور مورد توافق شركاء قرار گرفته است. مثال 2 ايرج و پرويز كه هر كدام صاحب يك فروشگاه لوازم يدكى مى باشند، براى گسترش فعاليتهاى خود تصميم گرفتند در تاريخ 10/1/ 3 x13 با ادغام فروشگاه هاى خود، شركت تضامنى پرويز و شريك را تاسيس نمايند. ترازنامه هر يك از فروشگاه ها قبل از ادغام به شرح زير مى باشد: فروشگاه پرويز ترازنامه به تاريخ 10/1/ 3 x13
فروشگاه ايرج ترازنامه به تاريخ10/1/ 3 x13
در مورد داراييها و بدهيهاى دو فروشگاه توافقهاى به شرح زير به عمل آمد: 1- ارزش موجودى كالاى فروشگاه پرويز 900000 ريال مورد توافق قرار گرفت. 2- حسابهاى دريافتنى فروشگاه پرويز 150000 ريال مورد توافق قرار گرفت. 3- ساختمان فروشگاه ايرج 700000 ريال ارزيابى گرديد و بقيه داراييها و بدهيها عينا مورد توافق قرار گرفت. ثبت اين رويداد در دفتر روزنامه شركت تضامنى پرويز و شريك به شرح زير مى باشد:
سرمايه گذارى مجدد چنانچه شركاء در طى فعاليت شركت، به هر دليل اقدام به سرمايه گذارى مجدد نمايند، حساب سرمايه هر يك از آنها معادل دارايى سرمايه گذارى شده بستانكار و حساب دارايى مربوطه بدهكار مى گردد. انواع حسابها در شركتهاى تضامنى شركت تضامنى علاوه بر حساب سرمايه شركاء داراى حسابهاى ديگرى نيز مى باشد. علت وجودى اين حسابها، منع قانونى تغييرات ادوارى در حساب سرمايه شركاء است. براى اين منظور معمولا عمليات جارى شركت تضامنى در حسابهاى زير منعكس مى شوند: 1- حساب سرمايه شركاء 2- حساب جارى شركاء 3- حساب برداشت شركاء 4- حساب وام شركاء حساب جارى شركاء وقتى تغييرات سرمايه شركاء منع قانونى داشته باشد، جهت انجام برخى از مبادلات مالى فيمابين شركاء و شركت، براى هر كدام از شركاء حساب جارى جداگانه اى نگهدارى مى شود. برداشت و سهم زيان هر يك از شركاء در قسمت بدهكار حساب جارى وى و سهم بهره سرمايه (در صورتى كه در شركتنامه پيش بينى شده باشد)، سهم سود، حقوق و كميسيون هر يك از شركاء در بستانكار حساب جارى او ثبت مى شود. اين حساب از نوع حسابهاى دائمى بوده و مانده آن از سالى به سال ديگر منتقل و محل نمايش آن در ترازنامه، بين بدهيها و سرمايه شركاء مى باشد. حساب برداشت شركاء حساب برداشت حسابى است كه به نام هر يك از شركاء در دفاتر افتتاح و برداشت شخصى (نقدى يا غير نقدى) هر شريك در طى دوره مالى در بدهكار اين حساب ثبت مى شود. اين حساب يك حساب موقت بوده و در پايان دوره مالى، مانده آن به حساب شريك منتقل مى شود. ميزان حداكثر برداشت هر شريك در شركتنامه قابل پيش بينى مى باشد. چون برداشت شخصى هر شريك به منزله ى دريافت وام از شركت است، لذا ممكن است نسبت برداشت شركاء بهره اى در شركتنامه در نظر گرفته شود. حساب وام شركاء گاهى اوقات ممكن است شركت تضامنى به وجوه نقد احتياج داشته باشد و اين وجوه از طريق يكى از شركاء تامين گردد و شريك مزبور به دلايلى تمايل به افزايش سرمايه خود نداشته باشد. لذا شريك وام را در اختيار شركت قرار داده و هر ساله از اين بابت مبلغى به عنوان بهره از شركت دريافت مى دارد. مبلغى كه به عنوان وام از طرف شريك به شركت واگذار مى شود در حساب جداگانه اى به نام «حساب وام» همان شريك ثبت مى شود، اين حساب يكى از حسابهاى پرداختنى شركت مى باشد. بهره اى كه به وام تعلق مى گيرد، در حساب وام شريك ثبت نمى شود بلكه در حساب جداگانه و يا به حساب جارى آن شريك منظور مى گردد. در مواردى نيز ممكن است شركت از وضع نقدينگى خوبى برخوردار باشد و شركاء نياز به وام داشته باشند، در اين حالت، وام دريافتى توسط هر شريك، در بدهكار حساب وام آن شريك ثبت مى شود. در اين صورت مانده بدهكار حساب وام، مانند مانده بدهكار حساب ساير بدهكاران در ترازنامه منعكس مى گردد. طلب شركت از شركاء به عنوان دارايى، و بدهى شركت به شركاء به عنوان بدهى در ترازنامه شركت گزارش مى شود.
|
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 22:19 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
شركتهاى تضامنى ماده 20 قانون تجارت شركتهاى تجارى را به 7 نوع تقسيم نموده است: 1- شركت سهامى (اعم از عام و خاص) 2- شركت با مسوليت محدود 3- شركت تضامنى 4- شركت مختلط غير سهامى 5- شركت مختلط سهامى 6- شركت نسبى 7- شركت تعاونى توليد و مصرف «شركت تضامنى شركتى است كه تحت اسم مخصوص، براى امور تجارتى بين دو يا چند نفر با مسوليت تضامنى تشكيل مى شود. اگر دارايى شركت براى تاديه تمام قروض كافى نباشد، هر يك از شركاء مسؤول پرداخت تمام قروض شركت است». بسيارى از فعاليتهاى بازرگانى، توليدى و خدماتى كه در جامعه رسما به صورت يكى از اشكال هفتگانه حقوقى قانون تجارت به ثبت نرسيده اند از نظر دادگاه ها و قوانين جارى مملكتى فعاليتى تضامنى محسوب مى گردد و مسؤوليت و ضمانت شركاءى آن در قبال اشخاص ثالث نامحدود است. خصوصيات شركتهاى تضامنى الف: انتخاب آزادانه شركاء ب: عمر محدود از آنجايى كه شركت تضامنى بر اساس يك قرارداد (شركتنامه) تشكيل مى گردد، عمر آن محدود مى باشد. اگر قرارداد براى مدت محدودى تنظيم شده باشد، عمر شركت در پايان اين مدت به سر مى رسد. چنانچه در قرارداد محدوديتى براى عمر شركت ذكر نگرديده باشد، عمر شركت پس از انجام عملياتى كه شركت براى آن تشكيل گرديده، خاتمه مى پذيرد. همچنين اگر هيچ يك از اين حالات متصور نباشد عمر شركت مى تواند به درخواست هر يك از شركاء به پايان رسيده و منحل شود. ج: مسؤوليت نامحدود مسؤوليت شركاءى شركتهاى تضامنى به سرمايه آنها محدود نبوده، بلكه چنانچه دارايى شركت براى تاديه تمام قروض كافى نباشد، هر يك از شركاء مسؤول پرداخت تمام قروض خواهد بود. د: مديريت مديريت شركتهاى تضامنى و كنترل آن در اختيار مالكين شركت مى باشد و هرگونه تصميم گيرى با رضايت كليه شركاء صورت مى گيرد. ﻫ: سهولت تشكيل
شركتنامه پايه و اساس شركت تضامنى بر مبناى قراردادى است كه بايد با رعايت قانون تجارت تهيه و تنظيم شده و مورد توافق كليه شركاء باشد، اين قرارداد را شركتنامه گويند. شركتنامه حاكى از روابط مالى بين شركاء، نحوه تقسيم سود و زيان، ورود و خروج شريك يا شركاء، انحلال شركت، اختيارات و وظايف، تعهدات و امتيازات، ميزان برداشت هر يك از شركاء و ... مى باشد. شركاء شركاء در شركتهاى تضامنى كسانى هستند كه شركتنامه را قبل از تشكيل شركت امضا كرده يا بعد از ايجاد آن طبق ماده 12 قانون تجارت وارد شركت شده باشند. به موجب قانون و بر حسب اقتضاء شركت، حداقل شركاء دو نفر بوده ولى حداكثرى براى آن در نظر گرفته نشده است. تشكيل شركت تضامنى تشكيل اوليه شركت تضامنى بر اساس توافق دو يا چند نفر براى انجام امور تجارى مشترك و سرمايه گذارى براى تحصيل سود مى باشد. بعد از توافق شركاء ابتدا يك حساب جارى به نام شركت در شرف تاسيس افتتاح و سرمايه نقدى به آن حساب واريز و آن قسمت از سرمايه كه به صورت غير نقدى به شركت آورده مى شود بر مبناى ارزش بازار (ارزش متعارف) دارايى در زمان انتقال و با رضايت كليه شركاء ارزيابى و در اختيار شركت قرار مى گيرد. بعد از واريز وجوه نقد و ارزيابى داراييهاى غير نقدى به ارزش متعارف، شركاء از بين خود، مدير يا مديرانى انتخاب، و به همراه شركتنامه و ساير مدراك لازم براى تاسيس به اداره ثبت شركتها مراجعه و پس از طى مراحل قانونى، شركت رسما تحت شماره معين و نام مخصوص به ثبت مى رسد. حسابدارى شركتهاى تضامنى در شركتهاى تضامنى براى هر يك از شركاء يك حساب سرمايه درد فتر كل افتتاح مى شود كه نشان دهنده ميزان سهم الشركه هر شريك بوده و مانده آن نماينده حق مالكيت آن شريك در شركت تضامنى مى باشد. چون هر نوع تغيير در سرمايه شركت بايد در شركتنامه منعكس و در اداره ثبت شركتها به ثبت برسد، لذا هر شريك داراى حساب جارى و حساب برداشت مخصوص به خود بوده و برداشتهاى وى به بدهكار حساب برداشت مخصوص او منظور و در پايان سال مانده بدهكار آن به حساب جارى شريك منتقل مى شود. سهم سود و زيان هر شريك نيز به حساب جارى وى منتقل مى گردد. مانده بستانكار حساب جارى هر شريك نشان دهنده طلب شريك از شركت و مانده بدهكار آن مبين بدهى شريك به شركت مى باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 21:32 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
صورت مغايرات بانكى عمليات حساب بانكى در دفاتر دارنده حساب، عكس وضعيت اين حساب در دفاتر بانك مى باشد. بدين معنى كه اقلام مندرج در ستون بدهكار حساب بانك در دفاتر دارنده حساب بايد عينا با اقلام مندرج در ستون بستانكار اين حساب در دفاتر بانك مطابقت داشته باشد. بدين ترتيب انتظار مى رود كه مانده دو حساب مذكور همواره برابر باشد. اما به دلايلى به شرح زير ممكن است مانده اين دو حساب در يك تاريخ معين با يكديگر مطابقت نداشته باشند. اين عدم تطابق مى تواند به دلايل زير باشد: الف- تاخير در ثبت يك يا چند مبادله توسط دارنده حساب يا بانك ب- اشتباه در ثبت يك يا چند مبادله توسط هر يك از طرفين(بانك يا دارنده حساب) براى تعيين دلايل مغايرت بين حساب بانك در دفاتر دارنده حساب و حساب مذكور در دفاتر بانك و اصلاح اشتباهات احتمالى هر يك از دو طرف، لازم است مدارك دارنده حساب با صورتحساب بانك مطابقت داده شده و اختلافات فى مابين مشخص گردد. پس از تطبيق و تعيين موارد اختلاف، نتايج حاصله و نحوه عمل در مورد آنها، در يك صورتحساب تحت عنوان صورت «مغايرات بانكى» تنظيم مى گردد. اختلاف فى مابين را مى توان به دو دسته تقسيم نمود: 1- عملياتى كه در دفاتر واحد تجارى انجام گرفته ولى هنوز در دفاتر بانك ثبت نشده است. موارد زير از جمله اين عمليات هستند: الف- چكهاى معوق: به چكهايى اطلاق مى شود كه دارنده حساب صادر كرده و به اشخاص ذينفع تسليم داشته و در دفاتر خود ثبت مربوط به صدور آنها را انجام داده است ولى دارندگان اين چكها هنوز به بانك مراجعه نكرده اند و لذا در دفاتر بانك هيچ ثبتى از اين بابت صورت نگرفته است. ب- دريافت وجه چكها، بروات و سفته هاى دريافتى موسسه توسط بانك. هر واحد تجارى مى تواند چكها، سفته ها و بروات دريافتنى خود را از طريق سيستم بانكى وصول نمايد. برخى از اين واحدها ممكن است به مجرد سپردن اينگونه اسناد جهت وصول، با بدهكار نمودن حساب بانك ثبت حسابدارى مربوط را انجام دهند ولى بانك تا تاريخ وصول قطعى آنها، از واريز وجه به حساب جارى واحد تجارى خوددارى مى نمايد و از طرف ديگر وصول اين اسناد ممكن چند روزى به طول انجامد. ج- وجوه در راه (وجوه بين راهى): هنگامى كه مبالغى به منظور واريز به حساب جارى بانك ارسال مى گردد، اين مبالغ به محض ارسال در دفاتر واحد تجارى ثبت مى شود ولى ممكن است اين رويداد بلافاصله در دفاتر بانك به ثبت نرسد. مثلا وجوهى كه عصر آخرين روز ماه به بانك توديع مى شود، در همان روز در دفاتر شركت ثبت مى گردد در صورتى كه در دفاتر بانك به تاريخ روز بعد (اولين روز ماه بعد) ثبت مى شود. د- چكهاى لاوصول: گاهى اوقات موسسات (واحدهاى تجارى) چكهاى خود را نزد بانكى كه داراى حساب جارى نزد آن بانك مى باشند مى سپارند تا وجه آن پس از وصول به حساب جارى آنها منظور گردد. واحد تجارى هنگام تحويل چك به بانك، معادل وجه چك، حساب بانك را در دفاتر خود بدهكار مى نمايد. چنانچه چك مذكور لاوصول (بى محل) تشخيص داده شود، مراتب توسط بانك به دارنده حساب اطلاع داده مى شود تا حساب بانك را دفاتر خود معادل مبلغ چك بستانكار نمايد. ﻫ - اشتباهات: در جريان ثبت عمليات مربوط به حساب بانك در دفتر موسسه ممكن است اشتباهات گوناگونى رخ دهد. اين اشتباهات مى تواند در ثبت بدهكار و بستانكار حساب بانك، اشتباه در جابجايى ثبت ارقام (مثلا ثبت مبلغ 25000 ريال در دفاتر واحد تجارى به مبلغ 52000 ريال) و نيز مبالغ مربوط به واريزها و برداشتهاى يك حساب جارى كه در دفاتر به حساب جارى ديگر منظور شده باشد. 2- عملياتى كه در دفاتر بانك انجام شده و ثبت مربوطه نيز صورت گرفته ولى هنوز در دفاتر واحد تجارى انعكاس نيافته است. از جمله اين عمليات مى توان به موارد زير اشاره كرد: الف- برداشتهايى كه بانك انجام مى دهد: برداشتهاى مختلفى ممكن است با اجازه صاحب حساب از طرف بانك از حساب جارى شركت صورت گيرد. مثلا برداشت بابت كارمزد كه معمولا بانكها درقبال خدمات خود از قبيل وصول چكها و سفته ها و بروات از حساب جارى موسسه انجام مى دهند يا برداشت بابت اعتبارات اسنادى و برداشت بابت سفته هاى تنزيلى واخواست شده (ممكن است طبق قرارداد خاصى، چنانچه متعهد اصلى سندى كه بانك آن را تنزيل نموده است، در تاريخ سررسيد از پرداخت مبلغ سند خوددارى نمايد، بانك مجاز باشد برداشت نمايد) در مورد كليه برداشتهاى فوق ممكن است اعلاميه بدهكار تا تاريخ ارسال صورتحساب بانكى به موسسه واصل نشده و اثر اين برداشتها در دفاتر منعكس نشده باشد. در اين حالت موسسه بايد پس از دريافت اعلاميه بدهكار، ثبتهاى لازم را در دفاتر خود انجام دهد. ب- وجوه دريافتى توسط بانك: اين وجوه به حساب موسسه دارنده حساب واريز شده ولى اعلاميه بستانكار آن هنوز به موسسه مذكور واصل نشده و در حسابهاى وى ثبت نشده است. برخى موسسات مطالبات خود را از طريق حسابهاى جارى وصول مى مايند و با اعلام شماره حساب جاى خود، از بدهكاران مى خواهند كه بدهى خود را به حساب جارى موسسه نزد بانك واريز نمايند. بانك نيز به محض دريافت مبلغى از بدهكاران موسسه، اعلاميه بستانكار براى صاحب حساب ارسال مى دارد. ج- اشتباهات: همانند دفاتر موسسه بانك نيز در عمليات روزانه خود ممكن است اشتباهاتى از قبيل اشتباه در اعداد و ارقام، اشتباه در برداشت از حسابى و ثبت در حساب ديگر و ديگر اشتباهاتى كه به هر نحو موجب عدم تطابق مانده حساب بانك در دفاتر موسسه و مانده آن در دفاتر بانك مى شود، مرتكب گردد. اين گونه اشتباهات نياز به اصلاح در دفاتر ندارند زيرا موسسه درست عمل نموده است. تهيه صورت مغايرات بانكى براى تهيه صورت مغايرات بانكى به ترتيب بايد اقدامات زير صورت گيرد: 1- اقلام مندرج در ستون بستانكار صورت حساب بانك با اقلام مندرج در ستون بدهكار بانك در دفتر موسسه و همچنين اقلام مندرج در ستون بدهكار صورت حساب بانك با اقلام مندرج در ستون بستانكار حساب بانك در دفاتر موسسه عينا مطابقت گردد. 2- اقلامى كه هم در بدهكار صورت حساب بانك و هم در بستانكار حساب بانك در دفاتر موسسه و همين طور اقلامى كه هم در بستانكار صورتحساب باتك و هم در بدهكار حساب بانك در دفاتر موسسه وجود دارند با مداد تيك (√) زده شوند و آن دسته از اقلام كه در بدهكار يك صورتحساب وجود دارد ولى در بستانكار ديگرى وجود ندارد (موارد اختلاف) دور آنها با مداد خط كشيده شود. اين اقلام را «اقلام باز» مى نامند. 3- چون هر رقمى كه در دفاتر هر يك از طرفين ثبت شده است، بايد داراى يك مدرك اوليه باشد لذا جهت روشن شدن ماهيت اقلام باز به مدارك اوليه از جمله ثبت هاى دفاتر روزنامه و شرح آنها و ته چكها مراجعه مى كنيم. بدين نحو دلايل بوجود آمدن اين مغايرتها معين مى گردد. 4- پس از تعيين مغايرتها به شرح فوق گزارشى از اين مغايرتها به شرحى كه ذكر خواهد شد تهيه مى گردد كه به آن صورت مغايرات بانكى گويند. 5- مرحله نهايى، انجام ثبت عمليات اصلاحى است كه بايد در دفاتر صورت گيرد. البته بايد توجه داشت كه همه مغايرتهاى موجود (اقلام باز) نياز به عمليات اصلاحى ندارند زيرا برخى از اين مغايرتها در روند عادى عمليات، خودبخود اصلاح مى گردد. مثلا چكهاى معوقى كه هنوز وجه آنها از بانك دريافت نشده است نيازى به عمليات اصلاحى ندارد. اما چنانچه يكى از مغايرتها مربوط به هزينه كارمزد بانكى باشد، ثبت اصلاحى لازم بايد در دفاتر موسسه صورت گيرد. به طور كلى تنها آن دسته از اقلام باز كه هنوز در دفاتر ثبت نشده و يا به طور اشتباه ثبت شده باشند و اصلاح خودبخود آن نيز متصور نباشد بايد پس از تهيه صورت مغايرات بانكى، يا ثبت آرتيكلهاى مورد نياز اصلاح گردند. روشهاى (اشكال) تهيه صورت مغايرات بانكى براى تهيه صورت مغايرات بانكى، از روشهاى گوناگونى استفاده مى شود كه متداولترين آنها دو روش زير است: الف - روش مبنا قرار دادن مانده يكى از دفاتر و رسيدن به مانده ديگرى با استفاده از اقلام باز. ب - روش اصلاح حسابها و رسيدن به مانده واقعى. هر يك از دو روش فوق در قالب مثال توضيح داده مى شوند: فرض كنيد صورتحساب بانك در دفاتر شركت نرگس در تاريخ 31 شهريور به شرح زير باشد: دفتر معين بانكها نام حساب: حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران
بانك صادرات ايران نام صاحب حساب: شركت نرگس شماره حساب: 110 تايخ صورتحساب: 31/6/ 13x1
اطلاعات زير در پى بررسى هاى بعمل آمده در دست است: 1- چك وصولى از شركت مرادى به علت عدم وجوه كافى برگشت داده شده و هنوز اعلاميه مربوط به شركت نرسيده است. 2- مبلغ صحيح چك شماره 1350 معادل 51000ريال مى باشد. 3- به غير از موارد فوق بقيه اقلام مندرج در دفتر شركت و در صورتحساب بانك به طور صحيح عمل شده است.
حل مثال به روش اول: مبنا قرار دادن مانده يكى از دفاتر و رسيدن به مانده ديگرى با استفاده از اقلام باز
شركت نرگس صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران
چنانچه طبق همين دستورالعمل اگر مانده طبق صورت حساب بانك مبنا قرار گيرد، صورت مغايرات بانكى به شرح زير خواهد بود:
شركت نرگس صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران
حل مثال مذكور به روش دوم: روش اصلاح حسابها و رسيدن به مانده واقعى شركت نرگس صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران
با توجه به صورت تهيه شده اصلاحات زير بايد در دفاتر دارنده حساب بانك صورت پذيرد: بانك به مبلغ 36000 ريال بستانكار و حسابهاى پرداختنى بدهكار شود، مبلغ 1500 ريال هزينه كارمزد بانكى بدهكار و بانك به همين مبلغ بستانكار گردد، و بالاخره مبلغ 300000 ريال چك وصولى كه قبلا به ازاى آن حساب بانك در دفاتر بدهكار شده بود بايد با بستانكار نمودن و در مقابل بدهكار نمودن حساب بدهكاران به همين مبلغ اصلاح گردد. به طور كلى مغايرتها از نقطه نظر رفع آنها به دو دسته تقسيم مى شوند: 1- مغايرتهايى كه جهت رفع آنها نياز به ثبت حسابدارى مى باشد كه عبارتند از: كليه برداشتها و واريزهايى كه به حساب جارى موسسه منظور شده ولى اين عمليات هنوز در دفاتر موسسه ثبت نشده اند مانند برداشت بابت كارمزد ، مغايراتى كه در نتيجه اشتباهات بوجود آمده است. 2- مغايرتهايى كه جهت رفع آنها نياز به ثبت حسابدارى نمى باشد: چكهاى معوق، اشتباهاتى كه بانك در دفاتر خود انجام داده است. |
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 16:59 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
فصل دوم وجوه نقد وجوه نقد و كنترلهاى مربوط به آن كاملترين تعريف « نقد» از لحاظ حسابدارى عبارت است از: «آنچه كه اگر به بانك ارائه شود معادل ارزش اسمى آن ، بدون قيد و شرط و فورا توسط بانك پرداخت گردد». به عبارت ديگر هر دارايى كه يكى از دو شرط زير را داشته باشد مى تواند جزء وجوه نقد محسوب گردد: الف - هر دارايى جارى كه در بانك سپرده شده و بدون هيچ قيد و شرطى، آنى بتوان از آن براى مقاصد تجارى استفاده كرد. ب - هر دارايى جارى كه بانك به عنوان سپرده بپذيرد. به عنوان مثال مى توان از اسكناس و مسكوك، چك، حواله هاى بانكى، بروات ديدارى، حسابهاى پس انداز و ديدارى نزد بانكها و ساير نهادهاى مالى به عنوان نقد ياد نمود زيرا به محض ارائه به بانك مبلغ اسمى آنها به حساب مشترى منظور مى گردد. هرگاه در استفاده از وجوه نقد محدوديتى وجود داشته باشد نمى توان آن وجوه (وجوه محدود شده) را به عنوان مانده وجوه نقد گزارش نمود. به عنوان مثال موجودى حساب جارى واحد تجارى كه به دستور مقامات قضايى در بانك مسدود شده است نبايد جزء وجوه نقد محسوب گردد( لازم به ذكر است كه اينگونه موارد تحت سرفصل ساير دارايى ها در ترازنامه طبقه بندى و گزارش خواهد شد). ((كنترلهاى مربوط به وجوه نقد در درس حسابرسي 2 توسط اساتيد محترم تدريس مى شود.)) اقلامى كه تحت سرفصل وجوه نقد در ترازنامه طبقه بندى مى شوند عبارتند از: 1- صندوق 2- تنخواه گردان 3- حساب بانك
صندوق حساب صندوق، در موسساتى استفاده مى شود كه عمليات جارى آنها، «دريافت و پرداخت» به صورت نقد را ايجاب مى نمايد. حساب صندوق شامل وجوه نقد، اعم از مسكوك و اسكناس، حواله هاى بانكى و ساير اوراقى است كه داراى خصيصه وجه نقد باشند. اما بايد دقت نمود كه مبالغ پرداختى به كاركنان به طور على الحساب و پيش پرداخت به فروشندگان نبايد جزء موجودى صندوق محسوب گردد بلكه بايد به ترتيب در حسابهاى «بدهكاران متفرقه» و «پيش پرداختها» منظور گردند. اضافه (كسر) صندوق با توجه به حجم عمليات دريافتها و پرداختها، ممكن است صندوقدار در پايان هر روز با اضافه يا كسرى صندوق مواجه گردد. چنانچه مبلغ اضافه يا كسر، مبلغ با اهميتى باشد، بايد بررسى لازم در اين رابطه به عمل آيد. ولى در صورتى كه اين مبلغ ناچيز باشد و يا ناشى از اشتباهات تشخيص داده شود بايد در دفاتر ثبت گردد. براى اين كار از حسابى به نام «كسرى و اضافات صندوق» استفاده مى شود. چنانچه صندوق كسرى داشته باشد حساب مذكور بدهكار و حساب صندوق بستانكار مى گردد و در صورتى كه حساب صندوق اضافه داشته باشد حساب صندوق بدهكار و حساب كسرى و اضافات صندوق، بستانكار مى گردد. چنانچه جمع اضافات صندوق طى دوره مالى بيشتر از جمع كسرى صندوق گردد طبعا مانده حساب كسرى و اضافات بستانكار و اگر جمع كسرى هاى طى دوره مالى بيشتر از جمع اضافات صندوق باشد، مانده اين حساب بدهكار مى باشد. در هر دو حالت فوق، با توجه به تصميمات بعدى مديريت موسسه، يا مقررات جارى آن، مانده بدهكار يا بستانكار حساب كسري و اضافات صندوق ممكن است به بدهكار يا بستانكار حساب صندوقدار(بدهى يا طلب وى) و يا به عنوان هزينه يا درآمد متفرقه در دفاتر ثبت گردد. در برخى از موسسات، ماهانه مبلغى به عنوان «كسر صندوق» به صندوقدار پرداخت مى گردد. در اين موسسات صندوق دار مسول جبران كسرى صندوق بوده و ثبتى بابت اضافات صندوق در دفاتر موسسه صورت نمى گيرد. مثال: شركت آلفا در طى دوره مالى به دليل دريافت ها و پرداخت هاى نقدى دچار كسور و اضافات صندوق مى شود به عنوان مثال در اواسط مهر ماه موجودى صندوق طبق دفاتر 100000 ريال، اما وجه نقد در اختيار صندوقدار 110000 ريال بوده و در اواسط بهمن ماه موجودى صندوق طبق دفاتر 120000 ريال و وجه نقد در اختيار صندوقدار 115000 ريال است. مطلوبست: ثبت حساب كسور و اضافات و انتقال آن به حساب صندوقدار
1- اواسط مهر ماه حساب صندوق 10000 حساب كسري و اضافات صندوق 10000 ثبت بابت اضافات صندوق( افزايش موجودى صندوق) 2- اواسط بهمن ماه حساب كسري و اضافات صندوق 5000 حساب صندوق 5000 ثبت بابت كسري صندوق( كاهش موجودى صندوق) 3- پايان سال حساب كسرى واضافات صندوق 5000 حسابجارى صندوقدار 5000 ثبت بابت انتقال كسور و اضافات به حساب صندوق دار *نكته: در ثبت شماره 3 مى توان به جاى حسابجارى صندوقدار از حساب درآمد متفرقه نيز استفاده نمود. تنخواه گردان در اغلب واحدهاى تجارى براى پرداختهاى جزئى و مستمر مانند اياب و ذهاب و خريد برخى مواد ضرورى و فورى، مقدارى وجه مورد نياز مى باشد. پرداختهاى مذكور از طريق چك غير عملى مى باشد، زيرا دريافت وجه چك از بانك موجب تاخير در انجام آن عمل و نيز هزينه اى را در بر خواهد داشت. از سوى ديگر، چون اين پرداختها به طور مستمر صورت مى گيرد و جمع آنها مبلغ قابل ملاحظه اى را تشكيل مى دهد، اعمال كنترل بر آنها ضرورى مى باشد. براى انجام اين كنترل، در بسيارى از موسسات مبالغ مشخصى در اختيار يك يا تعدادى از كاركنان قرار مى دهند كه اين مبالغ «تنخواه گردان» ناميده مى شوند. معمولا در قبال مبلغ پرداخت شده به مسوول تنخواه گردان، از وى تضمين كافى اخذ مى شود. لازم به ذكر است كه ميزان تنخواه گردان يا مبلغى ثابت و از قبل تعيين شده و يا مبلغى متغير با تعيين حداكثر مى باشد. الف- تنخواه گردان با مبلغ ثابت در اين روش، حداكثر مبلغ تنخواه گردان تعيين شده و طى چكى به مسوولين تنخواه گردان پرداخت مى گردد. به عنوان مثال فرض كنيد شركت بهار با پرداخت مبلغ 100000 ريال به آقاى الف تنخواه گردانى ايجاد نمايد. در اين موقع معادل مبلغ چك، حسابى به نام تنخواه گردان بدهكارو حساب بانك به همين مبلغ بستانكار مى شود. ثبت فوق به شرح زير است.
مسوول از محل مبلغ دريافتى، هزينه هاى انجام شده را پرداخت و مدارك مثبته اين هزينه ها را جهت تجديد مبلغ تنخواه گردان به دايره حسابدارى ارائه مى نمايد. دايره حسابدارى پس از رسيدگى به مدارك و حصول اطمينان، چكى معادل هزينه هاى انجام شده صادر و به مسوول تنخواه گردان تسليم مى نمايد. معمولا مانده حساب تنخواه گردان در پايان دوره مالى يا هنگام تعويض متصدى تنخواه گردان به بانك يا صندوق واريز و اسناد هزينه هاى انجام شده توسط تنخواه به دايره حسابدارى ارائه مى گردد تا اين هزينه ها به درستى در دوره مربوطه ثبت گردند. هرگاه تصميم به افزايش تنخواه گردان گرفته شود، حساب تنخواه گردان يكبار ديگر معادل مبلغ دريافتى توسط مسوول تنخواه گردان، بدهكار و حساب بانك بستانكار مى گردد. در هنگام كاهش مبلغ تنخواه گردان، حساب بانك يا صندوق يا هزينه ها بدهكار و معادل آن، حساب تنخواه گردان بستانكار مى گردد. ب- تنخواه گردان متغير نوع ديگر تنخواه گردان بدين طريق است كه مبلغى به عنوان تنخواه گردان طى چكى به مسوول تنخواه گردان پرداخت شده و هر بار كه اسناد مربوط به هزينه ارائه مى شود از حساب وى كسر مى گردد. مبلغ پرداختى به مسوول تنخواه گردان بابت تجديد آن، در هر بار معادل اسناد هزينه ارائه شده توسط وى مى باشد. البته در اين نوع تنخواه گردان پرداخت وجه لزوما همزمان با ثبت هزينه هاى انجام شده، نبوده، بلكه پرداخت وجه با درخواست از طرف مسوول تنخواه گردان صورت مى گيرد. ثبت ايجاد تنخواه همانند ثبت اول در روش تنخواه با مبلغ ثابت مى باشد. اما در صورت انجام هزينه ها توسط مسوول تنخواه گردان ثبت هاى زير انجام مى شود، براى مثال آقاى الف در تاريخ 18 فروردين اسناد و مدارك مثبته اى دال بر انجام هزينه ملزومات به مبلغ 140000ريال و تعميرات وسائط نقليه به مبلغ 200000ريال به دايره حسابدارى ارائه نمود. پس از بررسى مدارك فوق و حصول اطمينان از صحت مدارك، ثبت زير در دفاتر شركت صورت پذيرفت(فرض شده است كه تنخواه گرداني به مبلغ 500000 ريال به آقاى الف واگذار شده است):
حال چنانچه آقاى الف وجه نقد درخواست نمايد معادل مبلغ پرداخت شده به آقاى الف حساب تنخواه گردان بدهكار و بانك بستانكار مى گردد. فرض كنيد آقاى احمدى در تاريخ 21 فروردين ماه مبلغ 400000 ريال وجه نقد درخواست نمايد. ثبت لازم در اين تاريخ به شرح زير خواهد بود:
به اين ترتيب حساب تنخواه گردان مرتبا بدهكار و بستانكار مى گردد. در پايان دوره مالى و در صورت تعويض متصدى تنخواه گردان مانند روش تنخواه گردان با مبلغ ثابت برخورد خواهد شد، توجه به اين نكته كه در صورت وجود اسناد هزينه ابتدا مى بايست هزينه ها در دفاتر ثبت شده و سپس مراتب بعدى انجام شود.
حساب بانك همانطور كه قبلا اشاره شد وجوه نقد با توجه به ويژگى هايى مانند پايين بودن حجم آن سهولت نقل و انتقال، قابليت تبديل به هر نوع كالا، مقبوليت آن توسط عموم مردم و ساير ويژگى هاى ديگر از جمله داراييهايى است كه بيشتر از بقيه داراييها در معرض سوء استفاده مى باشد. بنابراين لازم است كنترل بيشترى نسبت به آن صورت گيرد. يكى از كنترلهاى موثر بر وجوه نقد نگهدارى آن در بانك مى باشد. نگهدارى وجوه نقد در بانك، عملا به صور گوناگونى انجام مى گيرد. گاهى موسسات براى دريافتها و پرداختهاى خود اقدام به افتتاح حساب جارى نموده و هرگاه به بانك مراجعه نمايند مى توانند مبلغ موجود در حساب خود را بوسيله چك دريافت نمايند. گاهى نيز موسسات مقدارى از وجوه نقد خود را به صورت پس انداز قرض الحسنه يا سپرده هاى سرمايه گذارى كوتاه مدت و بلندمدت، نزد بانكها نگهدارى مى نمايند. وجوه نقدى كه به صورت حساب جارى و سپرده هاى ديدارى نزد بانكها نگهدارى مى شود جزء موجودى نقد موسسه و مبالغى كه به صورت سپرده هاى سرمايه گذارى در بانك نگهدارى مى شوند و برداشت از آن در هر زمان ممكن نباشد نبايد جزء موجودى نقد تلقى گردد(بخش دوم تحت عنوان سرمايه گذارى بلندمدت در ترازنامه طبقه بندى مى شوند). مانده بستانكار حساب بانك (اضافه برداشت) اگرچه دارنده حساب جارى، تنها مجاز به صدور چك تا ميزان موجودى نقد نزد بانك مى باشد اما برخى موسسات با توجه به اعتبارى كه نزد بانكها كسب نموده اند ممكن است بيشتر از ميزان موجودى خود، چك صادر نمايند و بانك نيز مبلغ چك را پرداخت نمايد. در اين حالت در دفاتر دارنده حساب، مانده بستانكار حساب بانك در قسمت چپ ترازنامه و در طبقه بندى بدهيهاى جارى نمايش داده مى شود. چنانچه واحد تجارى در چندين بانك حساب جارى داشته باشد و مانده برخى از آنها بستانكار و مانده برخى ديگر نيز بدهكار باشد براى نمايش حساب بانك در ترازنامه بايد مجموع حسابهاى بانكى كه داراى مانده بدهكار هستند در سمت راست ترازنامه جزء اقلام دارايى و مجموع حسابهاى بانكى كه داراى مانده بستانكار مى باشند در سمت چپ ترازنامه در قسمت بدهى ها نمايش داده شود. صورت حساب بانك بانكها معمولا به طور ماهانه، شش ماهه، سالانه يا در هر موقعى كه دارنده حساب تقاضا نمايد گزارشى از عمليات حساب جارى وى، جهت اطلاع و تاييد صحت عليات مندرج در آن گزارش تهيه و در اختيار دارنده حساب قرار مى دهند. اين گزارش به «صورت حساب بانك» معروف است. صورتحساب بانك با مانده اول دوره شروع و كليه برداشتها (توسط دارنده حساب يا برداشتهاى قانونى كه از طرف بانك صورت مى گيرد) در ستون بدهكار و كليه وجوه واريزى در ستون بستانكار آن ثبت شده و نهايتا مانده حساب بانك در تاريخ تهيه اين صورتحساب اعلام مى گردد. |
||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 16:41 توسط منصور بهادرى نيا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با سلام به تمامی علاقه مندان رشته حسابداری امیدورام که بتوانم در رفع نیاز دوستان هم رشته ای قدمی برداشته باشم.
منصور بهادری نیا |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1390 دی 1389 آبان 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اسفند 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
اصول حسابداری 2 استاندارهای حسابداری اصول حسابداری 1 اخبار جديد از جامعه حسابداران رسمى ايران |
|
RSS
|